Coming Soon!

جدید ترین مقالات آموزشی رایگان

استفاده از مواد و مصالح موسیقی ایرانی در ترکیب با موسیقی اروپایی

استفاده از مواد و مصالح موسیقی ایرانی در ترکیب با موسیقی اروپایی، همواره مورد علاقه آن دسته از آهنگسازان ایرانی که در زمینه موسیقی کلاسیک تحصیل کرده اند، بوده است.

برای به دست آوردن چنین ترکیبی، لازم است که آهنگسازنه تنها از زبان موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک شناخت کافی داشته باشد، بلکه باید به این دو نوع موسیقی تسلطّ کافی داشته باشد.

«ن ینوا » برای نی و ارکستر زهی، اثر حسین علیزاده را میتوان تلاشی موفقّ در این زمینه دانست.

این اثر در دستگاه نوا نوشته شده است و در ساختار کلیّ خود، از همان ساختمان کلیّ دستگاه نوا پیروی کرده است که در آن انگاره های 1 گوشه های اصلی دستگاه نوا، در حرکت ملودی و ترکیب موازی آنها بسط و گسترش یافته اند.

علیزاده، 1383 ، 7.

اگرچه به گفته آهنگساز در انتخاب هارمونی این اثر از درجات شکل دهنده مقام یا مُدهای گوناگون دستگاه نوا استفاده شده است، مواردی را نیز میتوان مشاهده کرد که از هارمونی تیرس2 )بر اساس روی هم قرار گرفتن فواصل سوم( و هارمونی کوارتال 3 )بر اساس روی هم قرار گرفتن فواصل چهارم( استفاده شده باشد.

کاربرد عادّی آکوردهای متشکل از فواصل چهارم، در آغاز سده بیستم با آثاری مانند سمفنی مجلسی اپوس 9 4 اثر آرنولد شوئنبرگ 5 پدیدارمی شود و با اینکه پدیده ای منفرد در آثار او است، تأثیر چشمگیری بر دیگران به جای گذاشته است )پیستون، 1379 ، 224

(. استفاده از این هارمونی را می توان در آثار دیگر آهنگسازان قرن بیستم مانند کلود دبوسی 6 و پُل هیندمیت 7 )که این هارمونی را کامل کرد و به شکل پیچیده تری درآورد

( و بلِا بارتوک 8 و اُلیویه مسیان 9 نیز مشاهده کرد )

تورک، 1387 ، 81

(.در ن ینوا به جز گوشه یا مُدهای اصلی مانند درآمد، نیشابورک، جامه دران و نهفت، گوشه های فرعی نیز در شکل گیری و ترکیب ملود ی ها نقش اساسی داشته اند.

انگاره های ریتمیک 10 دستگاه نوا نیز پایه و اساس بسط و گسترش ریتم در ن ینوا است و شامل انگاره های ریتمیک درآمد،نیشابورک، نهفت، مثنوی، نغمه،جامه دران و غیره میشود.

ن ینوا در 8 قسمت نوشته شده است.این 8 قسمت به جز قسمت آخر )رقص سماع( به نامِ گوشه های دستگاه نوا نا مگذاری شده اند و عبارتند از: 1- درآمد 2- مثنوی -3 نغمه -4 I نغمه -5 II جامه دران 6- نهُفت 7- فرود )تکرار درآمد( 8-رقص سماع )علیزاده، 1383 .

 

منبع: سفیر هنر پارسیان

...

موسیقى دوران باستان

آریایى‌هاى ایران شاخه‌اى از نژاد هند و اروپایى‌اند که در حدود سه هزار سال پیش از میلاد به آسیاى میانه آمدند و در ماوراء‌النهر ساکن شدند. نخستین دولت بزرگى که نژاد آریایى تشکیل داد، دولت ماد بود که در اواخر سده هفتم پیش از میلاد تأسیس شد و صدوپنجاه سال دوام یافت و سرانجام در ۵۵۰ ق.م. به دست کوروش کبیر منقرض شد. از موسیقى قدیم آریایى‌ها پیش از عصر هخامنشى بدلیل نبودن مدارک و نبود کتابت اطلاعى در دست نیست؛ اما آنچه مسلم است اینکه طوایف آریایى مانند سایر مردمان قدیم براى بیان عواطف و احساسات خویش و نمایش رنج‌ها و خوشى‌ها نغمه‌سرایى مى‌کردند. کهن‌ترین اثر ادبى نژاد آریاها و‌َداها یا کتب مقدس هندى‌ها که شامل چهار بخش است که یکى از این چهار بخش ”ریگ وَدا“ نام دارد. ریگ در زبان سانسکریت به معناى سرود است و وَدا به معنى دانش. این بخش شامل نغمه‌ها و سرودهاى مذهبى و میراث باستانى قوم هند و ایرانى است. این قطعات وجود موسیقى را در یمان طوایف آریایى تأئید مى‌کند. ریگ وَدا از یادگارهاى کهن آریایى‌ها در دورانى است که هنوز جدایى میان آریایى‌هاى ایرانى و آریایى‌هاى هندى رخ نداده است.
در اوستا -کتاب مذهبى زرتشتیان- که از کهن‌ترین آثار ادبى و مذهبى ایرانیان است. قدیمى‌ترین بخش ”گات“ها است که شامل سرودها و مناجات زردتشتیان است، که به آهنگ و آواز براى نیایش خوانده مى‌شده و کهن‌ترین میراث مدون ما در شعر و موسیقى است. بخشى از اطلاعات ما در بارۀ موسیقى قدیم در ایران طبق نوشته مورخین یونانى و مورخین ایرانى دورهٔ اسلامى و شاهنامه فردوسى و اشعار سایر شعرا و آلات و ادوات موسیقى به دست آمده از کشفیات باستان‌شناسى مى‌باشد.
در قدیمى‌ترین دوره تاریخى یعنى سه هزار سال ق.م. سرزمین کلده شامل دو ناحیه سومر و اکَر بوده است. اسباب و الات موسیقى که در حفارى‌هاى کلده و شهر اور کشف شده تا حدودى ریشه و سابقه موسیقى آسیا بویژه آسیاى غربى را روشن کرده است. از نقش و نگاره‌هاى به دست آمده مى‌توان دریافت که موسیقى سومرى شامل نیایش نسبت به خدایان و فرشتگان محافظ آنان و شکوائیه و مرثیه بوده است.
سومرى‌ها جشن و شادى نیز برپا مى‌کرده‌اند و نیز براى خدایان خود سرودهایى داشته‌‌اند. تمدن سومرى‌ها و بعد جانشینان آنها -بابلى‌ها- در تمدن‌هاى سایر ملل دور و نزدیک و نیز در موسیقى آنها رخنه کرده است.
بابل وارث تمدن سومر و آکد بود و مردمان آن نژاد سامى داشتند. پادشاه معروف بابل جدید، بخت‌النصر بود. بابل در زمان حمورابى به اوج وسعت و ترقى خود رسید و صنایع و هنر مورد توجه واقع شد و تجمل‌پرستى و سرور و عیش، عمومیت یافت. یکى از مورخین مشهور یونانی، از جشنى نام مى‌برد که یکى از اشراف بابل برپا ساخته بود و در آن ۱۵۰ زن خواننده و نوازنده شرکت داشته‌اند؛ و نى و چنگ و قانون مى‌نواخته‌اند. در این دوره موسیقى رونق یافت. کلدانیان موسیقى مذهبى و دربارى داشتند. آلات و اسباب موسیقى این دوره، ”بادی“، ”زهی“، ”ضربی“ بوده است؛ مانند: نی، فلوت، شیپور، عود و طبل و مانند اینها. رقص نیز میان آنها متداول بوده است.
در این میان دولت آشور نیز به سبب همجوارى با بابل بر تمدن این سرزمین تأثیر داشته و از آن متأثر گشته است. طبق اسناد و مدارک به دست آمده این اقوام نژاد آریایى داشته‌اند. در حال حاضر آلات موسیقى آن عهد بازسازى شده و بسیارى از نغمه‌هاى قدیمى با کمک الواح کهن، آواهاى شعری، ریتم‌هاى اوراد و سرودهاى مذهبى و سایر عوامل به جاى مانده، بازسازى شده و حتى اجراء و ضبط شده‌اند.
در عهد باستان، موسیقى ابتدا وسیله ارتباط بود. و اولین آلات موسیقی، طبل‌هاى بزرگ بود، که براى اعلام خبر به کار مى‌رفته است. بعدها موسیقى بخشى از آئین و باورهاى مردمى شد و در مراسم مذهبی، مراسم کار و جشن‌ها و سوگ‌ها به کار مى‌رفت.

 

منبع: سازما

...

تأثیر موسیقی بر مغز انسان

از ده سال پیش تاکنون گروههای تحقیقی متعددی در سراسر جهان تأثیر موسیقی بر مغز انسان را مورد بررسی قرار داده و با مقایسه مغز نوازندگان و افراد عادی به نتایج شگفتآوری دست یافتهاند. تغییرپذیری ساختار و شکل مغز کودکان و حتی بزرگسالان با کمک صوت و ریتم از مهمترین این یافته هاست.

البته نوع موسیقی در این مورد نقش بسیار مهمی دارد.موسیقی کلاسیک موجب برانگیختن و فعالیت همهٔ قسمتهای مغز می شود درحالی که موسیقی پاپ کمتر چنین تأثیری را داراست.

به ویژه در مغز نوازندگان حرفه ای به دلیل شروع زودهنگام و طولانی مدت فعالیتهای موسیقایی ویژگیهای آناتومی خاصی دیده می شود.

معاینات و بررسیهای متعدد(۱) از مغز نوازندگان حرفه ای نشان می دهد که ماده خاکستری مخچه و ناحیه شنوایی مغز آنان نسبت به افراد غیر موزیسین بیشتر است.

در مغز نوازندگان سازهای زهی و پیانو هم بخشهایی که مسئول کنترل حرکات دست هستند ۴۰ درصد رشد بیشتری دارند. همچنین جسم پینه ای(۲) مغز نوازندگانی که قبل از سن ۷ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده اند بزرگ تر از سایرین است. از این رو بین دو نیم کره و بخشهای مختلف مغز آنان ارتباط و هماهنگی بیشتر و بهتری برقرار می شود.

هر یک از دو نیم کره مغز وظایف متفاوتی بر عهده دارد. نیم کره چپ مسئول تجزیه و تحلیل مسائل و مرکز تعلیم است و نیم کره راست احساسات، تخیلات و قدرت ابتکار را هدایت می کند. برای استفاده از کل پتانسیل مغز می بایست هر دو نیم کره با هم هماهنگ باشند.

بر اساس تحقیقی(۳) که توسط آلتن مولر(۴) از انستیتو پزشکی و فیزیولوژی موسیقی در هانوفر و مارک بانگرت(۵) از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد انجام گرفته است، بخش شنوایی و بخشهای حرکتی مغز نوازندگان پیانو کاملا ً با یکدیگر مرتبط اند به طوری که تحریک یکی از این دو بخش موجب برانگیختن دیگری می شود.

اسکنهای متعدد و الکترو انسفا لوگرافی (EEG) از مغز نوازندگان حرفه ای پیانو نشان می دهد که تنها حرکت دست نوازنده بر روی کلاویه ها موجب فعال شدن ناحیه شنوایی مغز می گردد و بالعکس شنیدن قطعات موسیقی باعث تحریک قسمتهای حرکتی می شود.

حتی انگشتان دست برخی از نوازندگان با شنیدن ملودیهای خاصی بی اراده حرکت می کند. بین این دو ناحیه از مغز نوازندگان مبتدی هم در اولین جلسه و پس از ۱۰ دقیقه تمرین ارتباط موقتی ایجاد می شود که با افزایش تعداد جلسات تثبیت می گردد.

البته هنوز به طور قطعی مشخص نیست که آیا تمرینات موسیقی عامل ایجاد این ویژگیهاست و یا اینکه ساختار مغز نوازندگان از هنگام تولد با دیگران متفاوت است و این تفاوتها زمینه موفقیت آنان در موسیقی را فراهم می سازد.

تمرینات موسیقی همچون نیروی بازدارنده ای مانع از بین رفتن سلولهای عصبی در سنین بالا می شود. حتی اگر فردی تازه در سن ۸۵ سالگی شروع به فراگیری ساز نماید سلولهای مغز او ترمیم و بازسازی می شود و قدرت حافظه و استنتاجش افزایش می یابد.

در تحقیقی به منظور بررسی اثرات موسیقی بر مغز و رد این فرضیه که نه موسیقی بلکه خانواده و محیط رشد کودک موجب افزایش کارآیی مغز و ضریب هوشی می شود، کودکانی از محلات فقیرنشین برلین و از خانواده هایی بدون پیشینه فرهنگی غنی مدت شش سال به طور منظم و مداوم در مدرسه تحت آموزش موسیقی قرار گرفتند. در لس آنجلس نیز در دانشگاه کالیفرنیا تحقیقی مشابه انجام گرفت.

نتایج هر دو بررسی تأثیر مثبت موسیقی بر مؤلفه های ضریب هوشی و قدرت تخیل فضایی ـ زمانی انسان را تأیید نمود.

در آزمایشی دیگر در دانشگاه هنگ کنگ (۶)، ۴۵ نوازنده ارکستر بین سنین ۶ تا ۱۵ سال از لحاظ قدرت حافظه و به یادسپاری کلمات مورد بررسی قرار گرفتند. محققین پی بردند که کودکان نوازنده نسبت به هم سالان غیر نوازنده خود به مراتب لغات بیشتری را به خاطر می سپارند و هر قدر زمان عضویت آنان در ارکستر بیشتر است در این زمینه موفق ترند.پس از یک سال با انجام مجدد این آزمایش مشخص شد که توانمندی حافظه کودکانی که هنوز نوازنده ارکستر هستند نسبت به سال گذشته افزایش یافته است درحالی که حافظه کسانی که از ارکستر جدا شده اند در همان سطح باقی مانده است.

آموزش موسیقی و نوازندگی همچنین موجب افزایش پشتکار و قدرت تمرکز شخص و پیگیری اهداف درازمدت می گردد. نوازندگی گروهی هم انعطاف پذیری، ثبات احساسی و افزایش قابلیتهای اجتماعی را به همراه دارد.

سال ۱۹۹۲ پرفسور هانس گونتر باستیان(۷) به همراه گروهی از دانشمندان ۱۸۰ دانش آموز بین سنین ۶ تا ۱۲ سال را در مدارس ابتدایی برلین به مدت شش سال تحت نظر قرار دادند. آنها پی بردند که کودکان نوازنده به خصوص کسانی که قبل از سن ۸ سالگی شروع به فراگیری ساز نموده اند باهو ش تر و واقع بین تر از دیگران اند و اعتماد به نفس و قدرت سازگاری بیشتری دارند. این دانش آموزان در دروس جغرافی، انگلیسی، آلمانی و ریاضی نمرات بهتری کسب نمودند.

 

منبع: سازما

...

ردیف آوازی ایران از دیدگاه روانشناسی

هنر آواز ایرانی بازتاب درون فرد خواننده است در پیوند شعر و موسیقی،که کلام با نوا ترکیب میشود. آگاهی داشتن به روانشناسی ردیف موسیقی آوازی ایران یکی از ارکان اصلی موسیقی کلامی محسوب میشود ،که هر آهنگساز و خواننده بایستی آگاهی لازم از این بعد را دارا بوده تا بتواند درراستای اجرای عملی موسیقی قدم مثبت و صحیح بردارد.

این هم برداشتی جدید از حالات روانی دستگاهها و آوازهای ایرانی از نگاه روان شناسی و ارکان آن :

دستگاه شور: آگاهی- درک- تفکر و اندیشه
آواز دشتی: سوز و گداز- گریه و مویه
آواز ابوعطا: گله وشکایت
آواز افشاری: افسوس و حسرت- هجران از معشوق
آواز بیات ترک: تعلیم- شادی درون
دستگاه همایون: متانت- سربلندی- نصیحت و پذیرش
آواز بیات اصفهان: اوج احساس
دستگاه سه گاه: بزم و شادمانی- شور و شوق
دستگاه چهارگاه: ستیز و جنگ، حتی رو در روی معشوق- مقاومت و پیروزی- تلاش در رسیدن به آرزوهای دیرین عاشقی
دستگاه ماهور: رویا پردازی- پرش از قله شادی به همراه ذهنی رویایی- آرزو
دستگاه نوا: رازداری- حکایت
دستگاه راست پنجگاه: ستایش

 

منبع: سازما

...

موسیقی درمانی چیست؟

در یونان قدیم ارتباط نزدیکی بین موسیقی و شفا وجود داشت. این همبستگی به یکی از خدایان یونان «آپولو» شخصیت و شکل داده است. آپولو هم خدای موسیقی و هم خدای طب بود. یونانیان معتقد بودند که امراض نتیجه عدم هارمونی در وجود فرد است و موسیقی با قدرت روحی و اخلاقی خود می تواند با برگرداندن هارمونی و نظم در بدن سلامتی را برای فرد مورد استفاده به ارمغان آورد.
پژوهش های انجام شده، نشان می دهد که غده تالاموس بعنوان مهمترین غده در مغز انسان محرکهای صوتی را به وسیله سیستم های عصبی دریافت و در کنار حافظه و تخیل به آنها پاسخ می دهد. غده هیپوفیز نیز که از غده تالاموس فرمان دریافت می کند به محرک های صوتی موزون پاسخ میدهد، موجب بروز ترشحاتی میشود که نتیجه آن آزادسازی ماده آرام بخش به نام آندروفین خواهد بود.
با توجه این که مهمترین اثر ماده مزبور، تسکین درد در انسان است به سادگی می توان به ارزش موسیقی درمانی که عملا موجبات آزادسازی ماده آندروفین که علاوه بر تسکین درد، موجبات انبساط و شادی را در انسان فراهم میسازد، پی برد.

تفاوت میان درمان و شفا:
اگرچه فقط ۲درصد از وجود انسان جسم و ۹۸ درصد از وجودش ذهن و جان است شخص عادی ۹۸ درصدا ز وقتش را صرف اندیشیدن به این ۲درصد می کند که جسم اوست.
به همین دلیل اغلب ازبیماری رنج می کشد.
زیرا می خواهد از برون به درون برسد، حال آنکه می باید از درون به بیرون می رسید.
افلاطون به طبیبان یونانی ﮔﻔﺖ:
«جزء هیچگاه نمی تواند سالم باشد، مگر اینکه کل سالم باشد.»
افلاطون دریافت که تفاوت میان «شفا» و «درمان» این است که «شفا» به کامل برگردانیدن کل وجود آدمی جان و روح جسم اطلاق می شود.
حال آنکه «درمان» به معنای حذف یا التیام آنی بیمار است.
اغلب شخص باجستجوی درمان پزشکی معالجه میشود.
اما مادامی که الگوهای اندیشه های منفی خود را که مسبب اصلی دردهاست رها نکند شفا نمی یابد، و چه بسا درد در آن ناحیه یا در اندامی دیگر بارها و بارها بازگردد.

کتاب قانون شفا
کاترین پاندر
ترجمه گیتی خوشدل
انتشارات روشنگران

...

لذایذ عالم ارواح

یکی از لذ تهای ذکر شده توسط ارواح در عالم برزخ موسیقی است. موسیقی در آن عالم در یک سطح بسیار بالاتر و پیشرفته تر از موسیقی کلاسیک ماست . نغمات موسیقی آنجا طبعا توام به اشکال و صورتهای زیبایی هستند که اصوات موسیقی آن اشکال را در فضای اثیری به وجود می آورند یا مجسم می کنند و همه حاضرین درآن محافل از آن بهره مند می شوند.یکی از اوصاف جهان ارواح در مناطق عمومی روحی این است که موسیقی حیات است.یعنی اینکه موسیقی به فعالیتهای آنان شکل می بخشد.شما مظاهر بسیار جزئی آن را می توانید در بین ساکنین زمین و در بین اقوام و قبایل مختلف مشاهده نمایید که با موسیقی حیات آنها فعالتر و جذابتر می شود.تعجب نکنید در جهان ارواح انواع کارهای هنری فرهنگی و … به نحو بسیار پیشرفته و عالی توسط ارواح انجام می شود.حتی کلاسهای تعلیم و تربیت برای ارواح پایینتر توسط ارواح پیشرفته تر برگزار می گرددو دانشگاهها و مراکز علمی وسیعی وجود دارد که هر کس در هر زمینه که رشد و تعالی پیدا کرده در آن جهان نیز به کار خیر و حسنه خود ادامه می دهد. گمان نکنید که پس از مرگ روح آدمی به همه مجهولات واقف می گردد و هیچ نقطه ابهامی برای او باقی نمی ماند در حالی که بسیار ارواحی هستند که هنگام تماس با زمینی ها از پاسخ گفتن به پاره ای سوالات که از حیطه آنها خارج است عاجزند.

 

منبع: سازما

...

مختصری از تاریخ موسیقی ایران

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته و آنچه دلنشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده است؛ امروز در دسترس است. بخش بزرگی از آسیای مرکزی، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه متأثر از این موسیقی است و هر کدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند. اینک قبل از بررسی خلاصه وار تاریخ موسیقی ایران باید به چند نکته توجه کرد: اول آنکه ایران باستان، کشوری پهناور بوده که حدودا شامل ۳٠ کشور امروزی بوده است و به طبع دارای اقوام، مذاهب و فرهنگهای گوناگونی بوده‌اند.

بنابراین ما نباید منتظر فرهنگی یک پارچه باشیم زیرا این اقوام در کنار هم و به کمک دستاوردهای یکدیگر به پیشرفت و تکامل رسیده‌اند و نه به تنهایی. از طرفی موسیقى اقوام و ملل مختلف در قالب ملى و بومى بر اساس قواعد و مقررات خاصى تشکیل مى‌شود. حوادث تاریخی، انقلاب‌ها، تمدن‌ها و … در پى‌ریزى مبانى موسیقى سنتى و ملى سهم بسزایى دارند. کشور ایران از لحاظ موسیقى قدمت تاریخى و درخور توجهى دارد. تاریخ‌نویسى به‌طور تخصصى امرى است جدید و موسیقى در ایران از دیرباز تا امروز داراى تاریخ نوشته شده‌اى نیست.

البته به‌جز این علت، دلایل دیگرى نیز براى این امر وجود دارد. از آنجائى‌که موسیقى هنرى است شفاهی، از سایر هنرها دیرتر و کمتر به نوشته درآمده است. شرایط ناپایدار ایران به‌دلیل هجوم‌هاى مداوم قبایل و کشورهاى بیگانه و نیز نابسامانى‌هاى داخلى موجب شد که از این نظر مستندات کافى – اگرهم وجود داشته – از بین برود و باقى نماند. طبق نظریه‌هاى برخى مورخان مشرق‌زمین، قدمت موسیقى ایرانى را در زمان هخامنشى برآورد کرده‌اند و یکى از خط و زبان‌هاى هفتگانه آن دوران که عامهٔ مردم آن را بلد بوده‌اند، احتمالاً موسیقى بوده و آوازهایى از قبیل سوگ سیاوش را با آن خط و زبان مى‌خواندند. اما از این دوران اطلاعات دقیقى در دست نیست.

البته سرودهاى مذهبى گات‌ها به‌گونه‌اى موزون به‌صورت آواز خوانده مى‌شده ولى در مذهب قدیم ایرانی، موسیقى داراى اهمیت چندانى نبوده است. ولى موسیقی غیرمذهبى به صورت رقص و آواز رایج بوده است. پس از حملهٔ اسکندر، در زمان سلوکیان و اشکانیان، ایران تحت تأثیر تمدن یونان واقع شد و تحولى در عرصهٔ موسیقى اتفاق افتاد؛ اما در حقیقت پایه‌ریزى موسیقى ایران به دورهٔ ساسانیان باز مى‌گردد و اسناد اولیهٔ موسیقى ایران متعلق به این دوران است.

از امپراتورى خسرو پرویز و شکوه دربارش بسیار گفته شده؛ وى از موسیقى‌دانان حمایت مى‌کرده؛ از مهمترین موسیقى‌دانان این دوره رامتین، بامشاد، باربد، نکیسا، آزاد و سرکش بودند که هنوز نامشان باقى است. از میان این‌ها باربد برجسته‌ترین چهره بود و داستان‌هاى زیادى بعدها دربارهٔ مهارت او در نوازندگى و آهنگ‌سازى نقل کرده‌اند. تنظیم و سازماندهى سیستم موسیقایى یعنى هفت ساختار مقامى معروف به خسروانى و سى مقام اشتقاقى (لحن) و سیصد و شصت ملودى را به او نسبت مى‌دهند. شمار آنها با تعداد روز در هفته، ماه و سال تقویم ساسانیان برابر بوده است.

امروزه به‌درستى معلوم نیست که این مقام‌ها و آهنگ‌ها چه بوده‌اند؛ اما نام‌هاى بعضى از این ‌آهنگ‌ها توسط نویسندگان دورهٔ اسلامى ذکر شده؛ نام‌هایى چون کین ایرج، کین سیاوش که شاید اشاره به حوادث تاریخى داشته‌اند و اسامى چون باغ شیرین و باغ شهریار که شکوه دربار را نشان مى‌داد، و نیز اسامى چون سبز بهار و روشن چراغ را بکار مى‌بردند. اما دربارهٔ آن آهنگ‌سازى‌ها اطلاعات درستى در اصول نظرى آن دوران وجود ندارد.

البته در بررسی دوره پیش از اسلام یکی از منابع معتبر ما همان حجاری‌ها و مجسمه‌ها و نقوش روی ظروف بدست آمده می باشد که از سال ١۵٠٠ قبل از میلاد مسیح آغاز می شود. از مجسمه های بدست آمده در حیطه قلمرو ایران باستان که در شوش بدست آمده، سازی شبیه تنبور امروزی مشاهده می شود که نمایانگر یک ساز ملودیک در آن زمانها است. در حجاریهای طاق بستان، گروه نوازندگان چنگ نواز و سازهای بادی نیز مشاهده می شود. بیشتر اطلاعات ما از دوران پیش از اسلام ایران زمین، محدود به کتب تاریخی و اشعار سده های اول دوران اسلامی است و ما اطلاعی از موسیقی کاربردی و نحوه اجرای دقیق موسیقی در آن دوران نداریم.

موسیقى دورهٔ ساسانیان هسته‌اى بود که از آن موسیقى تمدن اسلامى رشد نموده است. بعد از اسلام موسیقى ایران توقف کوتاهى داشت و بعد از چند سال دچار تغییراتى شد. اما در دوره بعد از فتح ایران توسط اعراب تا آخر دوره خلفای راشدین که در سده اول حکومت اسلامی حکمرانی می کرده‌اند (از سال یازده تا چهل و یک هجری قمری) انواع موسیقی ممنوع بود.

با روی کار آمدن بنی امیه موسیقی آزادی بیشتری پیدا کرد و از این دوران تا دوران خلفای عباسی دوره اوج شکوفایی موسیقی نظری و عملی ایران و اسلام است که در این دوران کسانی چون فارابی، ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن زیله، صفی الدین ارموی، عبدالقادر مراغی، ابوالفرج اصفهانی، اسحاق موصلی، ابراهیم موصلی، قطب‌الدین محمود شیرازى و افراد بیشمار دیگری در موسیقی عملی و نظری ظهور کردند که کتب و رساله های آنها در موسیقی موجود است. به طور کلی موسیقی قبل از اسلام را باید یک نوع موسیقی عملی دانست و قاعده و نظمی بین صوتها و لحن‌ها پیدا نکرده بودند، ولی در دوره اسلامی به دست ایرانیان با توجه به قاعده های موسیقی که فیلسوفان یونانی طرح کرده بودند نهضتی در موسیقی ایران پدید آمد.

در دوران صفوى و قاجار، موسیقى تحت اختیار دربار بود و از اجتماع دور افتاد، اما شکل مذهبى آن در قالب تعزیه و نمایش‌هاى دراماتیک و نیز توسط نوازندگان و شاعران دوره‌گرد تداوم یافت، ولی البته از موسیقی که در دوران اسلامی کاربرد داشت جدا شد و رنگ ایرانی این موسیقی بیشتر شد. اهمیت موسیقی در زمان صفویه را می توان در بنای کاخ چهـلستون و اتاق موسیقی کاخ عالی قاپو مشاهـده کرد.

در دوره قاجاریه این روند به اوج کمال خود رسید و سیستم دیگری که بنام دستگاه در دوره صفویه ظهور کرده بود، کامل شد و توسط نوارندگان چیره دست آن زمان به صورت شفاهی به شاگردان سازهایی از قبیل تار، سه تار، کمانچه، نی و سنتور انتقال پیدا کرد و در همین دوران قاجاریه بود که خط نت امروزی به ایران راه یافت و سنت شفاهی اساتید موسیقی ایران که بنام ردیف است به خط نت در آمد.

از دورهٔ ناصرى به بعد نیز با تأثیرپذیرى از فرهنگ‌هاى دیگر، موسیقی قدرت خلاقهٔ بهترى یافت و دوران تازه‌اى آغاز شد. با شروع قرن بیستم به‌دلیل تأثیرات غرب، موسیقى به میان مردم آمد و رونق تازه‌اى از جهت آموزش و پژوهش به ‌وجود آمد. در اوایل دههٔ ۱۹۳۰ هنرستان عالى موسیقى در تهران تأسیس شد و آموزش غربى مبنا قرار گرفت. ارکستر سمفونیک تشکیل شد و گروه کُر سازماندهى گردید. در کنار آن موسیقى سنتى ایران طى کنسرت‌هایى با تلاش على‌نقى وزیرى برپا شد.

پس از جنگ جهانى دوم، گروه‌هاى مختلف موسیقى در رشته‌هاى مختلف و نیز جشنواره‌هاى متعدد و با حضور هنرمندان بین‌المللى در دههٔ ۱۹۷۰ در ایران برپا گردید و پایتخت، حیات موسیقیایى پرتحرکى را شاهد بود. تأثیر رادیو و تلویزیون نیز در این مورد بسیار چشمگیر بود. هنرستان عالى موسیقى و هنرستان موسیقى ملى و دانشکده موسیقى دانشگاه تهران، دانشجویان را در رشته موسیقى‌شناسى و آهنگ‌سازى غربى و نیز موسیقى سنتى ایرانى تربیت کردند و بزرگانى در عرصهٔ موسیقى ایران ظهور کردند که توانستند خدمات ارزنده‌اى براى این کشور انجام دهند. از جمله غلامحسین درویش (۱۲۵۱-۱۳۰۵)، استاد روح‌ا… خالقى (۱۲۸۵-۱۳۴۴)، استاد ابوالحسن صبا )۱۲۸۱-۱۳۳۶)، استاد على‌نقى وزیری، مهدى برکشلی، و نیز محمدتقى مسعودیه موسیقى‌شناس.

طبقه‌بندی موسیقی ایران
موسیقی سـنتی امروز ایران، که باقی مانده مقامات دوازده گـانه قـدیم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئی از آن در دستـرس است. طبق روش طبقه بـندی جـدید در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـیش برقـرار شده، آواز و موسیقی سنـتی ایران را در دوازده مجـموعه قرار داده‌اند. از دوازده مجـموعـه تـقـسیم بـندی شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـیـشـتری داشتـه‌اند، دستگـاه نامیده شده و پـنج مجموعـه دیگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهای مزبور منشعـب شده‌اند، آواز نامیده‌اند.

دستگاه
هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از: شور، ماهـور، هـمایون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه.

آواز
آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظر فواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست «ر» می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور، ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت «ر» گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵ تا هستند و عبارت‌اند از:

• آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم)
• آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم)
• آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم)
• آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم)
• آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم)

ردیف
موسیقی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است که توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی ملی ایران امروزه در دست است، بداهه‌نوازی این دو استاد می‌باشد که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود. ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ «رپرتوار» در موسیقی غربی هم‌معنی است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیفی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت.

از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی – میرزا عبدالله – آقاحسین‌قلی و… اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجود می‌باشند: ردیف میرزا عبدالله – ردیف آقاحسین‌قلی – ردیف ابوالحسن صبا – ردیف موسی معروفی – ردیف دوامی – ردیف طاهرزاده – ردیف محمود کریمی – ردیف سعید هرمزی – ردیف مرتضی نی‌داوود – و … می‌باشند. هم‌اکنون ردیف میرزا عبدالله – صبا و دوامی‌کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند. همچنین بر هـفت دستگـاه اصلی و پـنج آواز، تعـدادی گوشه نیز موجود است و الگـوی نوازندگـان و خوانـندگـان امروزی است. شمار این گـوشه‌ها ۲۲۸ عدد عنوان شده است.ردیف های مخـتـلف و مشهـور استادان موسیقی سنـتی صد ساله اخـیر مانـند آقا حسیـنـقـلی، میرزا عـبدالله، درویش خان و صـبا نـیـز از هـمین نـظم پـیـروی می‌کـند.

اجـرای دستـگـاه و آواز
برای اجرای یک دستگـاه با یک آواز تـرتـیـبی را باید رعـایت کرد که معـمولا این چـنـیـن است: درآمد، آواز، تصنـیف و رنگ. از زمان مرحوم درویش خان و به ابـتکـار وی، پـیش درآمد و چـهار مضراب نیـز به این سلسله مراتـب اضافه شده است.

ترانه‌های فـولکـوریک ایران
در ایران اقوام مخـتـلفی ساکـنـند که از نظر فرهـنگی و قـومی تـفاوت های بـسیاری با یکـدیگـر دارند؛ بنابراین موسیقی فولکوریک ایران دارای خصوصیات بسیار متـنوعی از نظر طرز بـیان و لحـن موسیقی است. مثـلا موسیقی آذربایجـانی، گـیلانی، خراسانی، بـخـتـیاری، کردی، شـیرازی و بلوچی نـه تـنـها در ملودی هـا، که در گـویش نـیز با یکـدیگـر بـسیار متـفاوتـند. از نظر فرم موسیقی می توان از دو نوع موسیقی بومی در ایران نام برد:

۱ – تـرانه های بومی آوازی که به صورت انـفرادی یا دسته جمعـی خوانده می شود.
۲ – رقص های محلی سازی که با سازهـای محلی به اجرا در می آید.
نمونه هایی از موسیقی فـولکوریک ایران عبارتند از: موسیقی بـخـتـیاری، لرستان و فارس، موسیقی گـیلان و تالش، موسیقی کردستان، موسیقی سواحل جنوب ایران، موسیقی سیستان و بلوچستان، موسیقی خراسان، موسیقی ترکمن و موسیقی آذربایجان. برخی دیگر از موسیقی نواحی ایران نیز شامل موسیقی مازندران، موسیقی همدان و موسیقی نمکدره‌ای می‌باشند.

سازها
سازهای مهم موجود در ایران عبارتند از: نی، دف، تار، سه‌تار، دوتار، کمانچه، قیچک، قانون، تمبک، چنگ، رباب، تنبور، سنتور، بربط، عود، داریه، ضرب، چگور، تمبیره، سرنا، دودوک (بالابان)، نی انبان، قره نی، دون علی، دو ضاله یا دوزله، دهل، دمام، تاس، نقاره، زنگ، طبل، کرنا، کوس، دیوان، هزار تار، چنگ، سنتور ایستاده، اِکتار (سازی تک سیمه) و سایر سازهای مربوط به مناطق مختلف و محلی.

منابع
۱- نظری به موسیقی ایرانی، روح الله خالقی، تهران، رهروان پویش، ۱۳۸۶
۲- تاریخ موسیقی خاورزمین (ایران بزرگ وسرزمینهای مجاورتاسقوط خلافت عباسیان)، هنری جورج فارمر، تهران، آگاه، ۱۳۶۶
۳- شناخت موسیقی ایران، تقی بینش، تهران، انتشارات دانشگاه هنر، ۱۳۷۶
۴- موسیقی ایران (از آغاز تا امروز)، غلامرضا جوادی، تهران، همشهری ۱۳۸۰
۵- تاریخ موسیقی ایران، بانک مقالات فارسی، سحر میرشاهی،

 

منبع: سازما

...

بزرگان موسیقى در دورهٔ معاصر

نوازندگان تار و سه‌تار
آقا على‌اکبر فراهانی، آقا غلام‌حسین، آقا حسین‌قلی، میرزا عبدالله، درویش‌خان، میرزا غلام‌رضا شیرازی، على‌نقى وزیری، یحیى حاتمی، مرتضى داود، موسى معروفی، على‌اکبر شهنازی، عبدالحسین شهنازی، یحیى زرپنجه، نصرالله زرین پنجه، سلیمان روح‌افزا، حسین سنجری، ابراهیم سرخوش، لطف‌الله مجد، حسین شهناز، جلیل شهناز، اکبر نوروزی، غلام‌حسین بیکجه‌خانی، حبیب‌الله صالحی، فرهنگ شریف، هوشنگ ظریف، فرهاد ارژنگی، محمدرضا لطفی، داریوش طلایی، حسین على‌زاده، داریوش پیرنیاکان، حمید وفادار، رضا وهدانی، کیوان ساکت، سهید هرمزی، یوسف فروتن، عبدالله دادور، على تجویدی، داود آزاد، احمد عبادی، نورعلى برومند، ابوالحسن صبا، مهدى کمالیان، حسین هنگ‌آفرین، جلال ذوالفنون، محمود تاج‌بخش، مهربانو توفیق، داریوش صفوت، بهنام وادانی، عطاءالله جنگوک، ارشد تهماسبی، حمید مسکوتی، مهرداد ترابى.

نوازندگان کمانچه و ویولون
حسین‌خان اسماعیل‌زاده، باقرخان رامشگر، حسین‌خان هنگ‌آفرین، رکن‌الدین مختاری، حسام‌السلطنه (جهانگیر مراد)، ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، رضا محجوبی، موسى نى‌داود، ابراهیم منصوری، مهدى خالدی، حسین‌قلى طاطایی، محمود ذوالفنون، محمود تاج‌بخش، مجید وفادار، على تجویدی، رحمت‌الله بدیعی، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، عطاءالله خرم، همایون خرم، بزرگ لشگری، جواد لشگری، شاپور نیاکان، اسدالله ملک، عباس شاپوری، احمد فروتن راد، حسین‌على ملاح، محمد میرنقیبی، نصرت‌الله گلپایگانی، داود گنجه‌ای، اردشیر کامکار، اصغر بهاری، سعید فرج‌پوری، على‌اکبر شکارچی، کامران داروغه، کامران کلهر، محمد مقدسی، مجتبى میرزاده، محمد بهارلو، مهدى مفتاح، مهدى آذر‌سینا.

نوازندگان سنتور
محمد صادق‌خان سرورالملک، حبیب سماع حضور، على‌اکبر شاهی، حسن سنتورخان، حسین صبا، حبیب سماعی، رضا ورزنده، منصور یاحقی، حسین ملک، منصور صارمی، فرامرز پایور، ارفع اطرایی، مجید کیانی، پرویز مشکاتیان، پشنگ کامکار، فضل‌الله توکل، مجید نجاحی، میلاد کیایی، داریوش صفوت، داریوش ثقفی، رضا ورزیده، اسماعیل واثقی، سعید ثابت، جلیل عندلیبی، مینو افتاده، اردوان کامکار، مهدى ستایشگر، محمد حیدری، عباس زندی، مسعود میثاقیان.

نوازندگان پیانو
مشیر همایون شهردار، مرتضى محجوبی، جواد معروفی، انوشیروان روحانی، اردشیر روحانی، پرویز اتابکی، افلیا پرتو، فخرى ملک‌پور.

نوازندگان عود
یوسف کاموسی، اکبر محسنی، سعید بهروزى‌نیا، عبدالوهاب شهیدی، منصور نریمان، شاپور رحیمی، ارسلان کامکار.

نوازندگان قانون
رحیم قانونى، جلال قانونى، مهدى مفتاج، سیمین آقارضى، ملیحه سعیدى.

نوازندگان کلارنیت (قره‌نى)
قلى‌خان یاور، حسین‌على وزیرى‌تبار، سلیم فرزان، ولى‌الله البرز، رضا گلشن‌راد، عباس تهرانی، رضا یاورى.

نوازندگان فلوت
اکبرخان فلوتى (رشتی)، عماد رام، سیروس فرصت، حدادى.

نوازندگان تنبک و دف
حاج خان عین‌الدوله‌ای، رضا قلى‌خان تجریشی، رضا روانبخش، حسین تهرانی، حسین همدانیان، امیرناصر افتتاح، جهانگیر ملک، محمد اسماعیلی، بهمن رجبی، ناصر فرهنگ‌فر، آبتین اجلالی، ارژنگ کامکار، على زاهدی، محمد اخوان، امیر بیداریان، بیژن کامکار، محمود فرنام، مهدى غیاثی، محمد قوى حلم، داریوش زرگرى.

نوازندگان نی
نایب‌ اسدالله اصفهانی، مهدى نوایی، حسین یاوری، حسین کسایی، حسن ناهید، محمد موسوی، محمدعلى کیانى‌نژاد، جمشید عندلیبی، حسین عمومی، محمدعلى حدادیان.

خوانندگان
سید احمدخان، على‌خان نایب‌السلطنه، قربان‌خان شاهی، سید حسین طاهرزاده، ابوالحسن اقبال‌آذر، رضاقلى میرزا ظلی، اسماعیل ادیب خوانساری، سید جواد بدیع‌زاده، سید عبدالرحیم اصفهانی، جلال تاج اصفهانی، یونس دردشتی، سید نورالدین رضوى سروستانی، محمود کریمی، عبدالله دوامی، محمدرضا شجریان، داریوش رفیعی، شهرام ناظری، احمد ابراهیمی، حسین قوامی، ناصر مسعودی، احمد عاشورپور، حسام‌الدین سراج، صدیق تعریف، محسن کرامتی، صدیف، نصرالله ناصح‌پور، حسین خواجه امیری، اکبر گلپایگانی، محمودى خوانساری، غلام‌حسین بنان، على‌رضا افتخاری، حسین شاه‌زیدی، سید محمد طاهرزاده، عبدالوهاب شهیدی، قمرالملوک وزیری، روح‌انگیز، پروانه، ملوک ضرابی، ایران‌الدوله هلن، نیراعظم رومی، عزت روح‌بخش، عصمت دلکش، اشرف‌السادات مرتضایى (مرضیه)، خاطره پروانه، سیما بینا، پریسا (فاطمه واعظی)، هنگامه اخوان.

 

منبع: سازما

...

تعریف موسیقی

موسیقى تراوش احساسات و اندیشه‌هاى آدمى و مبین حالات درونى وى مى‌باشد. شنیدن یک آهنگ آرامبخش و جذاب مى‌تواند پایان‌پذیر خستگى‌ روزانه شما باشد. واژهٔ موسیقى که در عربى قَى تلفظ مى‌شود ریشهٔ یونانى دارد. از زمان منصور خلیفهٔ عباسى توجه به آثار یونانى آغاز شد و سپس در دوران هارون پنجمین خلیفهٔ عباسى (۱۹۸-۲۱۸ هـ) با تأسیس بیت‌الحکمه به اوج خود رسید. مقارن همین دوران بوده است که واژهٔ موسیقى راه یافته و به‌تدریج جایگزین غناء عربى شده است.

براساس مدارک موجود واژۀ موسیقى و هم‌خانواده‌هاى آن در مفاتیح‌العلوم خوارزمى و رسالهٔ موسیقى اخوان‌الصفاء دیده مى‌شود که هر دو متعلق به سدهٔ چهارم هجرى (دهم میلادی) است. خوارزمى در تعریف موسیقى مى‌گوید: موسیقى به معنى پیوند آهنگ‌هاست… . تعریف سادهٔ موسیقى یا صداهاى موسیقایی، صداهاى خوشایندى مى‌شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت مى‌کند.

با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است. تا جائى‌که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است.

پیروان او اجسام را هر یک عدد مى‌داشتند و معتقد بودند که چون کرات آسمانى و افلاک از یکدیگر فاصله‌هاى معینى دارند، از نسبت آنها نغمه‌ها ساخته مى‌شود و آوازها در اصل ناشى از حرکت افلاک هستند.

ابوعلى‌سینا مى‌گوید: موسیقى علمى است ریاضى که در آن از چگونگى نغمه‌ها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگى زمان‌هاى بین نغمه‌ها بحث مى‌شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد.

ابونصر فارابى در احصاءالعلوم موسیقى را علم شناسایى الحان مى‌داند که شامل دو علم است: یکى علم موسیقى عملى و دیگرى علم موسیقى نظری. امروزه نیز این تقسیم‌بندى در موسیقى وجود دارد. افلاطون در تعریف موسیقى مى‌گوید: ”موسیقى یک ناموس اخلاقى است که روح و جهانیان و بال به تفکر، و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی، و حیات به همه مى‌بخشد.“

مرحوم خالقى در کتاب نظى به موسیقى مى‌نویسد: موسیقى صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به‌طورى‌که خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد.

و بتهوون در تعریف زیباى خود مى‌گوید: موسیقى مظهرى است عالى‌تر از هر علم و فلسفه‌ای، موسیقى سنتى ایران شالم قطعاتى است که در مجموع به‌عنوان ردیف موسیقى ایرانى گفته مى‌شود. امتیاز موسیقى ایرانى در امکانات وسیع مقامى و ملودى‌هاى غنى آن است. این موسیقى هنرى است بسیار ظریف و عمیق.

منبع: سازما

...

هفت نکته مفید در، نحوه باره گیری درست گیتار

بسیاری از هنرجویان در گرفتن آکوردهای باره دار به مشکل بر می خورند و در حسرت شنیدن صدای واضح آکورد باره دار می مانند! شاید هم از گرفتن این آکوردها منصرف شوند! یکی از دلایلی که همیشه به هنرجویان متذکر می شوم که برای شروع یادگیری، سازی تهیه کنند که اکشن گیتار (فاصله سیم ها تا دسته گیتار) پایین باشد همین است.

مشکل آنجا پیش می آید که اکشن گیتار هم پایین است اما همچنان هنرجو برای گرفتن آکورد باره دار با گیتار بیچاره کشتی می گیرد و خودش هم از درد انگشتان دست چپ رنج می برد.

من همواره به هنرجویانم ۷ توصیه می کنم که می تواند بسیار مفید واقع شود و آکوردهای باره دار را به راحتی بگیرند و از صدای زیبای آنها لذت ببرند.

به انگشت شست فشار وارد نکنید

بعضی ها فکر می کنند هر کس زورش بیشتر است آکورد باره دار را راحت تر می گیرد! این تصور اشتباهی است. درست گرفتن و به صدا در آوردن تمام نت های آکورد باره دار هیچ نیازی به فشار و زور ندارد. اصلا شما نیاز نیست محکم و با قدرت زیاد به انگشت شست فشار بیاورید. چراکه ماهیچه های این انگشت بسیار ضعیف هستند و نه تنها کمکتان نمی کند بلکه باعث خستگی و نهایتا دلزدگی تان از گرفتن آکورد می شود. بجای آن از ماهیچه های پرقدرت بازوی دست چپتان بهره گیرید(البته اگر راست دست هستید). در واقع بهتر است هنگام باره گیری در گیتار از انگشت شستتان فقط بعنوان یک نگه دارنده و پایدار کننده استفاده کنید.

یک تمرین کارآمد: سعی کنید آکورد باره دار (مثلا فا ماژور) را بدون استفاده از انگشت شست دست چپ بگیرید تا فشار ماهیچه بازوی چپتان را احساس کنید.

از نیروی دست راستتان استفاده نمایید

همچنان که با دست چپتان آکورد را می گیرید می توانید با آرنج دست راستتان بدنه گیتار را کمی به سمت داخل فشار دهید تا دسته گیتار به سمت بیرون هدایت شود. حالا با فشار آوردن انگشتان دست چپتان به سمت داخل، می توانید آکورد را راحت تر بگیرید.

انگشت ۱ (انگشت باره) موازی با میله فرت باشد

انگشت اشاره دست چپ (در صورت راست دست بودن) یا انگشت ۱، به نام انگشت باره هم معروف است. سعی کنید هنگام گرفتن آکوردهای باره دار، این انگشت صاف و موازی با میله فرت باشد. البته در بعضی از آکوردها مانند سی ماژور (کلا آکوردهای با بیس لا ماژور) این قضیه زیاد ضروری نیست.

بندهای انگشت ۱ را بطور یکسان فشار دهید

بعضی ها برای به صدا درآمدن سیم ۱، بند سوم انگشت ۱ (بند پایینی انگشت) را بسیار محکم گرفته و بند اول (نزدیک ناخن) را خیلی شل می گیرند یا اصلا روی هواست! سعی کنید بندهای انگشت ۱ با هم همسطح باشند و بطور یکسان به سیم های گیتار فشار آورید.

بتدا انگشتان ۲، ۳ و ۴ را روی سیمها قرار دهید بعد انگشت ۱

متاسفانه شخصا بسیار شاهد این بودم که حتی گیتاریست هایی که چندین سال سابقه نوازندگی دارند هنگام ریتم نوازی و گرفتن آکوردهای باره دار، ابتدا انگشت ۱ را قرار می دهند و با تاخیر، سایر انگشتانشان را. این اشتباه بزرگی است چراکه حتی اگر نیم میزان از ریتم فقط با انگشت ۱ نواخته شود و سایر انگشتان رو هوا باشند، گام آن قطعه به هم می ریزد و اصطلاحا فالش می شود. برای شروع بهتر است هنگام تعویض آکوردهای باره دار، ابتدا انگشتان ۲، ۳ و ۴ را قرار دهید سپس انگشت ۱ را. بعد از مدتی که دستتان روان تر شد شیوه کاملا صحیح آن است که کاملا بطور همزمان انگشتها را قرار دهید. اما برای شروع یادگیری ابتدا انگشتان ۲، ۳ و ۴ را قرار دهید سپس ۱ را.

آکوردهای باره دار را روی دسته گیتار سُر دهید

گاهی پیش می آید که یک سری آکوردهای شبیه هم را باید پشت سر هم بنوازید، مثلا فاماژور و سل ماژور. هنگام تعویض بین این دو آکورد بهتر است دیگر دست چپتان را از روی دسته گیتار بلند نکنید و با حفظ همان حالت آکورد، دستتان را روی دسته گیتار بکشید.

بیشتر از ۲۰ ثانیه با آکورد باره دار کلنجار نروید

اگر با رعایت این نکات باز هم آکوردگیری برایتان سخت بود بس کنید! زیاد با گیتار کشتی نگیرید، چند دقیقه ای استراحت کنید و مجددا تلاش کنید. چراکه کلنجار رفتن مداوم باعث خستگی و درد دست چپتان می شود.

مطمئنا بعد از چند روز تمرین مناسب با رعایت نکات بالا می توانید از صدای دلنشنین و واضح آکوردهای باره دار لذت ببرید.

...

فجر 33 | گروه «سنتورنوازی معاصر» در وحدت نواخت/ عذرخواهی اردوان کامکار

گروه «سنتورنوازی معاصر» به سرپرستی اردوان کامکار در حالی تازه ترین اجرای خود را در جشنواره موسیقی فجر به صحنه برد که این نوازنده به دلیل کسالتش از مخاطبان عذرخواهی کرد.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايراني «ناشکيبا» به نقل از خبرگزاري مهر، گروه «سنتورنوازی معاصر» به سرپرستی اردوان کامکار و نوازندگی مهیار طریحی، مصطفی مومنیان و سیاوش کامکار جمعه شب ۲۲ دی ماه تازه ترین اجرای خود را در حضور تماشاگران سی و سومین جشنواره موسیقی فجر به صحنه برد.

تریو سنتور که به گفته دست اندرکارانش پس از آزمون های فراوان اردوان کامکار از ترکیب های متفاوت سنتورها با ابعاد متفاوت به شکل دو سنتور سل کوک و یک سنتور باس به نتیجه رسیده ترکیبی جدید از شیوه سنتورنوازی است. اعضای این گروه نیز با وجود اینکه بیش از ۱۰ سال است از حضور اردوان کامکار به عنوان استادشان بهره مند هستند تلاش کرده اند با دوری از تقلید صرف و با رعایت چارچوب های سنتورنوازی معاصر، بیان شخصی خود را با نوشتن قطعات تجربه کنند.

اجرای قطعه های «رها» به آهنگسازی و تنظیم مصطفی مومنیان، «روان» به آهنگسازی و تنظیم سیاوش کامکار، «رویا» به آهنگسازی و تنظیم مهیار طریحی و «دماوند» به آهنگسازی و تنظیم اردوان کامکار از جمله آثاری بودند که گروه «سنتورنوازی معاصر» بر اساس همین اهداف در بخش اول کنسرت به مخاطبان ارایه کردند.

مهیار طریحی حین اجرای قطعات بخش اول کنسرت ضمن قدردانی از تلاش های اردوان کامکار اجرای شب گذشته گروه را به پشنگ کامکار نوازنده پیشکسوت سنتور تقدیم کرد.

اردوان کامکار نیز در بخش دوم کنسرت که نسبت به بخش اول کنسرت با زمان کمتری اجرا شد در حالی که کمی از نامساعد بودن اوضاع جسمانی رنج می برد قطعاتی را همچون اجراهای قبلی جشنواره به صورت بداهه اجرا کرد.

وی پس از پایان برنامه خود خطاب به تماشاگران حاضر در سالن گفت: شاید شما فکر کنید به دلیل اینکه سال گذشته هم بیماری را بهانه کردم این بار هم با بهانه کردن بیماری می خواهم دروغ بگویم، اما باور کنید این روزها هم حالم مساعد نبود ولی به خاطر شما عزیزان به تالار وحدت آمدم تا برنامه ای را تقدیم تان کنم.

کنسرت گروه «سنتورنوازی معاصر» در حالی برگزار شد که تماشاگران به صورت کامل از این اجرا استقبال نکرده بودند. این در حالی است که طی سال های گذشته تمامی اجراهای عادی و جشنواره ای اردوان کامکار با استقبال چشمگیر مخاطبان همراه بود.

 

منبه: ناشکیبا

...

پژمان حدادی در تهران کارگاه آموزشی برگزار می کند

پژمان حدادی نوازنده سازهای کوبه ای در دور جدید فعالیت های خود کارگاه آموزشی تمبک را در تهران برگزار می کند.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايراني «ناشکيبا» به نقل از خبرگزاري مهر ، پژمان حدادی نوازنده تمبک و سازهای کوبه­ ای در دور جدید فعالیت های خود اقدام به برگزاری کارگاه تمبک در پایتخت کرده است. به گفته این نوارنده تمبک تنها علاقمندانی می توانند در این کلاس ها حضور یابند که حداقل ۲ سال تمبک نواخته و با اصول نوازندگی این ساز آشنایی داشته باشند. حدادی پیش از این نیز مستر کلاس­ هایی را برای نوازندگان سازهای کوبه­ ای در تهران برگزار کرده بود که با استقبال علاقمندان روبرو شد.

در توضیح فعالیت های پژمان حدادی آمده است:

«امروزه می‌توان حدادی را یکی‌ از نوازندگان صاحب سبک در تمبک نوازی به شمار آورد که تاثیر بسیاری در نوازندگان تمبک نسل پس از خود گذشته است. از جمله ابداعات او می‌توان به استفاده از دایره کوکی تحت عنوان (دوایر کوکی یا پنداریک) در اندازه‌های مختلف، به منظور ایجاد فواصل هارمونیک با رنگ آمیزی و صدا دهندگی ساز کوبه‌ای در موسیقی‌ ایرانی‌، اشاره کرد. این دوایر با طراحی خاصی‌ بر روی پایه‌های تعبیه شده قرار می‌گیرند که امکان ترکیب چند ساز کوبه‌ای را بصورت همزمان و چند صدا به وجود می اورد و حجم صدا و رنگ‌آمیزی خاصی‌ را به آنسامبل موسیقی‌ می‌افزاید. وی برای اولین بار چنین ترکیبی‌ را در گروه «دستان» به کار برد.»

 

منبع: ناشکیبا

...

درویش‌خان موسیقی را به میان مردم برد

در میان موسیقیدانان سنتی 100 سال اخیر، غلامحسین درویش معروف به «درویش‌خان» هنرمندی است که پیش‌درآمدها و رنگ‌هایش همچنان‌ زبان‌زد سایر هنرمندان موسیقی است، زیرا این آثار بر پایه‌ی سنت قدیم موسیقی ایران استوار شده و بدون هیچ تحریفی زمینه‌ی پیشرفت موسیقی ایران را فراهم کرده است.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايراني «ناشکيبا» به نقل از خبرگزاري ایسنا، دوم آذرماه سالروز درگذشت «درویش‌خان» است. مردی که موسیقی را میان توده‌های مردم آورد و برای برگزاری کنسرت‌های خیریه تلاش زیادی کرد. این موسیقیدان‌ را نخستین قربانی تصادف رانندگی در ایران نیز می‌دانند.

غلامحسین درویش سال 1251 در تهران متولد و از همان کودکی با مقدمات موسیقی آشنا شد. او پس از یک دوره کوتاه آموزش سه‌تار نزد پدرش به مجلس درس بزرگ‌ترین نوازنده‌ی تار آن زمان «آقا میرزاحسینقلی» راه یافت و بهترین شاگرد او شد.

درویش‌خان به کار تدریس علاقه‌ی زیادی داشت و در جوانی، به عضویت گروه انجمن «اخوت» و مریدان «صفاعلی زهیر‌الدوله» درآمد. در کنسرت‌های انجمن «اخوت» همیشه ریاست گروه را برعهده داشت و با تکنوازی‌های خود دیگران را تحت تأثیر قرار می‌داد. او خیلی زود پس از میرزاحسینقلی و میرزاعبدالله مشهور شد. گفته می‌شود «درویش‌خان» به دلیل داشتن اخلاق پسندیده در میان دوستانش شهرت داشت.

درویش‌خان اولین کسی بود که برای بانوان کلاس موسیقی برگزار کرد و به آن‌ها نواختن ساز را آموخت. عواید کنسرت‌هایش هم معمولا وقف مردم بلادیده می‌شد. از جمله کنسرت‌های خیریه‌ی او، کنسرت‌هایی به نفع قحطی‌زادگان روسیه، ایتام بی‌بضاعت مدارس و اجرایی به نفع بازماندگان حریق بازار تهران بود. با این حال درویش‌خان وضع زندگی خوبی نداشت و حتی به‌خاطر تنگدستی مجبور شد در اواخر عمر، خانه‌ی مسکونی‌اش را بفروشد.

او آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی سنتی ایران بود که غریزه‌ای قوی و درکی عمیق در موسیقی داشت. او توانست با شناخت ویژگی‌های موسیقی سنتی از یک طرف و توجه به لزوم تحولات زمانه‌اش، به موسیقی ایرانی حیات تازه‌ای دهد. درویش‌خان با کمک دوستانش موسیقی را میان توده‌های مردم برد، کنسرت‌های دسته‌جمعی ترتیب داد و در کلاس‌های خصوصی خود به احوال شاگردان مستمند و با استعداد رسیدگی می‌کرد و حتی به آن‌ها کمک مالی هم می‌کرد.

در آن زمان، ردیف موسیقی ایران و گوشه‌های آن در هنگام اجرا بسیار وسیع بود و این شیوه مورد پسند نوازندگان پرقدرت و شنوندگان موسیقی‌شناس و پرحوصله‌ی آن دوران محسوب می‌شد، اما او بدون تغییر در چارچوب ردیف و به‌هم ریختن آن، نوعی فرم و فشردگی را باب کرد که مطلوب زمان خود شد. درویش‌خان به تقلید سه‌تار که سیم چهارم دارد، یک سیم دیگر نیز به تار اضافه و تحولی در شیوه‌ی نوازندگی آن ایجاد کرد.

از جمله اقدامات او توسعه دادن «پیش‌درآمد» بود و آن را در تمام گوشه‌های آواز پرورانید و آن را قطعه‌ای مستقل ساخت. این فرم در موسیقی ایران رواج بسیار یافت و هنوز هم رایج است. صفحات معدودی از آن دوران به یادگار مانده که از بهترین نمونه‌های موسیقی سنتی و صحیح ایران است. یکی از صفحات معروف درویش‌خان «بیداد همایون» است که در آن به تنهایی تار نواخته است.

در کتاب «مردان موسیقی سنتی و نوین ایران» آمده است: «مهم‌ترین خصوصیت هنری درویش‌خان حفظ اصالت است که مانند هر هنرمند بزرگ دیگری، هنر خویش را به خوبی درک کرده بود و ضمن پرهیز از تعصب کارکورانه، از تحریف به‌شدت پرهیز داشت. درویش‌خان با موسیقی اروپایی نیز آشنا بود و قطعات اروپایی را به سهولت می‌نواخت و حتی چند قطعه‌ی فانتزی و متفرقه نیز در این زمینه ساخت که به نام سرود درویش‌خان معروف هستند.»

درویش‌خان در شب چهارشنبه، دوم آذرماه سال 1305 در سن 54 سالگی براثر تصادف درشکه با اتومبیل از دنیا رفت.

 

منبع: ناشکیبا

...

درخواست‌ها براي پخش صداي شجريان ادامه دارد / افطار با رَبّنا

ماه رمضان كم كم دارد از راه مي‌رسد و اين سه شنبه كه بيايد دلتنگي ميليون‌ها مهمان خدا هفت ساله مي‌شود.

به گزارش پايگاه خبري تحليلي موسيقي ايراني «ناشکيبا» به نقل از روزنامه قانون ، اولين اذان ماه مبارك امسال كه پخش شود هفت سال مي گذرد از آخرين‌باري كه طنين ربناي استاد شجريان در گوش جان روزه‌داران مي پيچيد و جان‌هايشان را مشتاق‌تر به شنيدن نواي دعوت الهي مي‌كرد.حالا امسال ميان ترديدها و يقين‌ها دوگانگي به وجود آمده كه شايد بشود اين جفاي هفت ساله رخت بر بندد و اين دلتنگي‌ها تمام شود.

 

 

تابستان سال ۱۳۵۸ محمدرضا شجریان در یک استودیو، دعای «ربنا» را بدون تکرار در ضبط خواند تا مشقی برای هنرمندان شود اما این اثر بدون اجازه او پخش شد. اثری که بیش از 30 سال است جای خود را در دل مردم باز کرده اما در نهايت به بازي‌هاي سياسي و جهت‌گيري‌هاي مختلف گره خورد وسرنوشتش در هاله‌اي از ابهام قرار گرفت.صداو سيما در 10سال گذشته روند پرفراز و نشيبي را طي كرده، روندي كه بالاخص درچندسال گذشته رنگ و بوي ديگري گرفته و موجب دل آزاري بسياري از مردم ونخبگان اين مرز و بوم شده است.راهي كه صداو سيما در اين سال ها طي كرده به طرز شاخصي از خواست عمومي مردم جدا شده و به مسيري رسيده كه آنچه در نهايت براي مردم به ارمغان مي‌آورد دريغ است و دريغ. سياستي كه اين سازمان طي سال‌هاي گذشته در پي گرفته بود مردم را دلتنگ خيلي چيزها كرده بود؛ ديدن چهره‌هاي شاخص نظام در سيماي ملي تا جايي كه يادگار امام كه بعد از سال‌ها فرصت حضور در تلويزيون را يافته بود هم لب به انتقاد از اين سياست‌ها گشود يا شنيدن نواي ربناي يكي از مفاخر موسيقي اين سرزمين كه بسياري از هنردوستان اين سرزمين اذعان مي دارند جاي خالي‌اش در لحظات ملوكوتي مردم قبل از اذان بسيارمحسوس است.اين روزها اما رسانه ملي روزهاي متفاوتي را از سر مي گذراند.

پس از آنكه محمدسرافراز به دليل حواشي مختلف اين سازمان راه استعفا را برگزيد، علي عسگري سكانداري اين سازمان را برعهده گرفت تا شايد اين انتصاب نقطه پاياني باشد بر آنچه باعث جدايي مردم و اين سازمان از هم شده بود،انتصابي كه خيلي‌ها را اميدوار كرد كه شايد سيماي ملي راه جديدي را در پيش بگيرد. نگاهي كه يادگار امام را به تلويزيون برگرداند و ممكن است باعث پخش دوباره نواي ربناي شجريان هم بشود. موضوع اصلي كه در بحث پخش شدن يا نشدن نواي «ربنا» از سيماي ملي مطرح مي‌شود اين است كه موضوع «ربنا با صداي شجريان» يك موضوع سياسي نيست و فارغ از جهت‌گيري‌ها يا دغدغه‌هاي مولفش يا صداوسيما-درست يا غلط- ، نمودي از ميراث و خواست مردم يك سرزمين است كه بايد در مورد آن اجتماعي و ملي تصميم‌گيري شود نه سياسي.

شروع ماجرا از كجا بود؟

زمانی‌ که محمدرضا شجریان به خاطر رعایت نکردن حقوق مولف از پخش بی‌اجازه آثارش از صداوسیما شکایت کرد ماجراي اختلاف او با رسانه ملي تا ماه مبارک رمضان 1388 ادامه يافت. در آن زمان شجریان «ربنا» و «مناجات افشاری» خود را به ملت ایران تقدیم و تاکید کرد حساب این دو اثر از بقیه آثارش جداست. اما بعد از شکایت رسمی این هنرمند از صداوسیما، عده‌ای از مدیران رادیو و تلویزیون اعلام کردند دیگر حتی ربنای استاد را هم پخش نمی‌کنیم. از جمله محمدحسین صوفی، معاون صدا که در واکنشی تند اعلام کرد: « از این پس حتی در ماه رمضان صدای محمدرضا شجریان از شبکه‌های رادیویی پخش نمی‌شود». صوفی که پیش از این ریاست مرکز موسیقی صداوسیما را به عهده داشت در همان سال اوج اختلافات شجريان و صداوسيما در گفت‌و‌گو با ایسنا گفت: «برای تولید برخی از آثار استاد شجریان سازمان صداوسیما و بعضی دیگر خود ایشان هزینه کرده‌ است، با این حال از این پس هیچ‌یک از این دو دسته آثار از رادیو پخش نمی‌شود».

البته چند روز بعد از اظهار عقیده صوفی، زراعتگر، مدیر نظارت و ارزشیابی مرکز موسیقی صداوسیما سعی کرد واکنش تند او را تعدیل کند و اعلام کرد: «تصمیم‌گیری برای پخش یا عدم پخش در مورد آثار مختلف شجریان متفاوت است اما هرگونه تصمیم‌گیری و مصوبه حقوقی که بر اساس درخواست این هنرمند اتخاذ شود حتی اگر شامل ادعیه و ربنا نیز باشد، مورد پذیرش مرکز موسیقی نیز قرار خواهد گرفت». پرویز فارسیجانی، دبیر شورای معارف سیما هم با تکذیب محدودیت پخش این اثر از رادیو و تلویزیون، گفت: «نگفته بودم که محدود پخش می‌شود. منظورم این بود که ربناهای مختلفی با صدای هنرمندان مختلف پخش خواهد شد که یکی از این کارها به آقای شجریان اختصاص دارد. ما ربناهای مختلفی در سازمان داریم و در گذشته هم پخش می‌شده ولی امسال به خاطر حساسیت زیاد روی آقای شجریان بحث برانگیز بود».
او پخش ربناهای جدید در کنار ربنای شجریان را که رویه‌ای متفاوت با هر سال بود چنین توجیه کرد: « به هرحال حساسیت‌هایی از بیرون سازمان نسبت به این موضوع ابراز شده بود و ما وظیفه داشتیم تا این حساسیت را کاهش دهیم».

اميد به برطرف شدن هفت سال دلتنگي

هفته پيش بود كه خبري به سرعت منتشر شد و دهان به دهان پيچيد كه:« ربناي استاد شجريان امسال از شبكه يك پخش خواهد شد». تمامي سايت هاي خبري و گروه‌هاي مختلف فضاي مجازي اين خبر را به نقل از سايت منتشر كننده باز نشر كردند و براي شكستن اين دلتنگي تيترهاي عاطفي زدند. سیدفضل‌ا… شریعت پناهی، مدیر شبکه یک سیما در گفت و گویی اعلام کرده بود با توجه به صحبت‌های انجام گرفته، ماه رمضان امسال صدای ربنای استاد شجریان هنگام افطار از تلویزیون پخش می‌شود.مدیر شبکه یک سیما در گفت‌وگو با ایلنا، با اشاره به پخش صدای استاد «محمدرضا شجریان» از تلویزیون در ماه رمضان گفته بود: هنوز چیزی به ما ابلاغ نشده است. هفته گذشته، در جلسه مدیران سیما با ریاست آقای علی اصغر پورمحمدی صحبت‌هایی انجام گرفت مبنی بر اینکه ماه رمضان امسال ربنای استاد شجریان از تلویزیون پخش شود.شریعت پناهی ادامه داد: در آن جلسه تصمیمی مبنی بر اینکه همه شبکه‌ها ربنا را پخش کنند یا یک یا چند شبکه خاص، گرفته نشده بود.او همچنین با اشاره به تغییر معاون سیما و جایگزینی مرتضی میرباقری به جای علی اصغر پورمحمدی، گفت: باید منتظر ماند و دید که نظر معاون جدید سیما چیست.مدیر شبکه یک با بیان اینکه باید منتظر تصمیم قطعی معاون جدید سیما ماند، گفت: من فکر می‌کنم امسال صدای استاد شجریان پخش می‌شود.
شریعت پناهی همچنین با اشاره به برنامه‌های رمضانی شبکه یک نيز اعلام كرده بود: شبکه یک در دوره ریاست آقای سرافراز بر صداوسیما، برنامه‌ریزی ویژه‌برنامه‌های ماه رمضان را برای تولیدی‌ها و پخش زنده انجام داده بود اما با حضور آقای علي‌عسگری به عنوان رئیس جدید، ایشان ماموریت‌های جدیدی مثل ویژه برنامه‌های افطار به ما داد.او یادآور شد: 50درصد برنامه‌های ویژه رمضان شبکه یک تغییر کرده است و ما مترصد برگزاری جلسه‌ای با حضور آقای میرباقری، معاون جدید سیما هستیم تا برنامه‌های قطعی اعلام شود».

درخواست خانه موسیقی برای پخش ربنای شجریان

در ادامه درخواست‌ها براي پخش ربناي استا شجريان،خانه موسیقی با ارسال نامه ای به رئیس سازمان صدا و سیما خواستار آن شد که در ماه مبارک رمضان مناجات و ربنا با صدای محمدرضا شجریان پخش شود.در این نامه از این رسانه درخواست شده تا صدای تاثیرگذار و اثرجاودانه ربنای استاد آواز ایران در ایام ماه مبارک رمضان پخش شود.در این نامه همچنین آمده است که این تقاضای نهاد صنفی خانه موسیقی در امتداد تقاضای میلیون ها هموطن روزه دار مطرح شده است.
مناجات مثنوی افشاری و دعای ربنا با صدای محمدرضا شجریان نزدیک به ۳۰ سال در لحظات ملکوتی ماه مبارک رمضان همراه مردم روزه دار بوده و جزو فرهنگ معنوی ایران محسوب می شود. در چند سال گذشته -علی‌رغم انتقاد بخش اعظمی از مردم- پخش این مناجات ها از صدا و سیما قطع شده است.

ميراثي كه بايد حفظ شود

«محمدرضا شجريان» براي مردم ايران تنها يك اسم نيست او بخشي از ميراث مردم سرزميني است كه تاريخ شفاهي فرهنگ‌شان بسيار مورد بي رحمي قرار گرفته و هيچ تلاش منسجمي براي ثبت و نگهداري اين ميراث نشده است.آنچه مسلم است ميراث يك كشور تنها يك بنا و كتاب و شيء خاصي نيست هرآنچه كه بخش بزرگي از روح و هويت مردم سرزميني با آن گره بخورد جزو ميراث آن مردم محسوب مي‌شود.در روزگاري كه بسياري از بيگانگان چشم طمع به سرمايه‌هاي معنوي و ميراث فرهنگي ما دوخته‌اند ما نه تنها تلاشي براي حفظ اين ميراث نمي‌كنيم بلكه خودخواسته در جهت تضييع حق مسلم‌مان گام بر مي داريم و آن را از خود دريغ مي كنيم.
ربنای استاد شجریان با پشتوانه آموزش های دوران جوانی ایشان در زمانی که در محضر پدرشان آموزش قرآن می‌دیدند شکل گرفته و این قطعه یکی از دعاهایی است که استاد در آن سال ها اجرا کرده است. محمدرضا شجریان بارها در جشنواره‌های داخلی و جهانی قرآن موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شده است. «ربنا» طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاه های قرآنی خوانده شده و این قطعه از دستگاه «رست »یا «راست »شروع شده و در خاتمه به دستگاه «عجم»(شبیه به ماهور) مدولاسیون می شود.

اکنون که غریب به ۵٢سال از خواندن اذان موذن زاده اردبیلی و حدود ٣٠سال از خواندن ربنای شجریان می گذرد، این دو نغمه همچنان دراوج قرار دارند زیرا مردم این نغمه‌ها را به خاطر سپرده اند و اين آثار با دل و جان‌شان آميخته شده است.

حال با توجه به درخواست عمومي جامعه،عموم مردم،هنرمندان و نخبگان منتظر براي شنيدن نواي ربناي استاد شجريان بايد ديد كه سرانجام اين بغض حاصل از دلتنگي هفت ساله خواهد شكست يا 360 روز ديگر به روزشمار اين دلتنگي افزوده خواهد شد؟

 

منبع: روزنامه قانون

...

چرا آهنگ‌های قدیمی هنوز طرفدار دارند؟

«بعد از انقلاب مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر تولیدات موسیقایی افزایش پیدا کرد اما بعد از دهه شصت اتفاقاتی افتاد و امروز به نوعی ما شاهد “قحطی ملودی” هستیم.»

این جمله‌ها از یک کارشناس موسیقی است درباره‌ی چرایی گسترش بازخوانی آثار موسیقایی قدیمی.شنیدن ترانه‌های خاطره‌انگیز قدیمی با صدای خوانندگان جدید چیز تازه‌ای به حساب نمی‌آید و تقریبا می‌توان گفت، تقریبا بیشتر خواننده‌های امروزی گریزی به آثار قدیمی زده‌اند که گاهی با استقبال مخاطبان روبه‌رو شدند و گاهی هم انتقادهایی به آن‌ها شده است.

یک نمونه نزدیک این قبیل بازخوانی‌ها که از اوایل دهه‌ی هشتاد گسترش یافت، به خواندن ترانه «سوغاتی» با شعری از اردلان سرفراز توسط رضا صادقی و علی لهراسبی بازمی‌گردد که به شکایت این ترانه‌سرا از این دو خواننده منجر شد.

بازخوانی یک اثر خاطره‌انگیز در نفس خود، موضوع بدی نیست اما باید دید چرا این‌کار تا این اندازه درایران باب شده است؛ در پاسخ به این پرسش، دو فرضیه پیش رویمان قرار می‌گیرد.

اول اینکه به دلیل ایجاد نوستالژی در مخاطبان، آثار قدیمی بازخوانی می شود یا در حالت دوم اینکه به دلیل خلق نشدن اثری که بتواند در اذهان عمومی جا خوش کند، خواننده‌ها دست به چنین کاری می‌زنند.

رضا مهدوی ـ کارشناس و منتقد حوزه موسیقی ـ در این زمینه به ایسنا می‌گوید: بعد از انقلاب مانند بسیاری از حوزه‌های دیگر تولیدات موسیقایی افزایش پیدا کرد، دانش بالا رفت و مراکز آموزش موسیقی زیاد شد و مردم به فراگیری موسیقی در سطوح مختلف روی آوردند. حتی خانم‌ها هم به این حوزه وارد شدند و سازهایی را نواختند که پیش از این نمی‌نواختند؛ اما بعد از دهه شصت اتفاقاتی افتاد و امروز ما به نوعی شاهد «قحطی ملودی» هستیم.

او ادامه می‌دهد: اما این دانش بیشتر تکنیکی است تا محتوایی؛ یعنی اینکه هر روز آثار با کیفیت‌های عالی تولید می‌شود اما به دل نمی‌نشیند. چه در صدا و سیما، چه در بخش خصوصی یا جشنواره‌های دولتی وقتی یک ملودی را می‌شنویمT نمی‌توانیم همزمان با آن سوت بزنیم یا آن را در حافظه‌مان نگه داریم و بیرون از سالن کنسرت دنبالش کنیم.

 

 

مهدوی با اشاره به نوازندگان خیابانی که جلوی درب سالن‌های کنسرت، می‌نوازند، اضافه می‌کند: برعکس وقتی از تالار بیرون می‌آیی، این نوازنده‌های خیابانی هستند که با آهنگ‌های قدیمی و خاطره‌انگیز گوش را نوازش می‌دهند و مردم با رغبت هرچه را در جیبشان است به آن‌ها تقدیم می‌کنند و فکر می‌کنند کاش نوازندگان خیابانی در تالار اجرا می‌کردند؛ زیرا آن‌ها را روان و مردمی می‌دانند.

این نوازنده سنتور بیان می‌کند: موسیقی‌ای که امروز تولید می‌شود تکنیکال، برای به رخ کشیدن دانش و عاری از هرگونه ملودی است. این موضوع باعث می‌شود این موسیقی‌ها «مردمی» نباشد؛ در اینجا «مردمی» به معنای پاپ نیست؛ بلکه موسیقی مردمی معادل «همه‌پسند» یا به قول استاد صالح‌اعلا «مردم‌وار» است؛ مانند آنچه بنان می‌خواند.

او تاکید می‌کند: آهنگسازهایی مانند همایون خرم، علی تجویدی و مرتضی محجوبی ملودی‌هایی را آفریدند که ماندگار شد؛ جوان‌های امروز هم از آنجایی که می‌بینند موسیقیشان با وجود داشتن علم و سواد، کاربردی برای مردم ندارد و مورد استقبال نیست، آثار قدیمی را کاور یا بازآفرینی می‌کنند.

مهدوی در ادامه می‌گوید: این موضوع تا جایی پیش می‌رود که خواننده‌های معروف نسل جوان ما بعد از دو یا سه آلبوم به سراغ خواندن آثار قدیمی می‌روند تا خودشان را تثبیت کنند. اگر ما این کارها را از آن‌ها بگیریم بی‌رحمانه ِمی‌توان گفت از خود چیزی برای عرضه ندارند؛ آن‌ها وقتی این کارها را می‌خوانند، ثابت می‌کنند نیازمند گذشته هستند تا جا پای صدای خوانندگان قدیمی که بسیار مردمی بودند بگذارند، اما مانند آن‌ها نمی‌شوند. متاسفانه برخی از موزیسین‌ها تصور می‌کنند ایران سرزمین شعر است در صورتیکه شعر هم نوعی دیگر از بیان موسیقی است و اتفاقا همیشه موسیقی به کمک شعر آمده است و اینجاست که می‌گوییم اگر ملودی روان و پویا باشد اشعار و ترانه‌ها نیز بر جان و دل می‌نشینند.

این کارشناس موسیقی اظهار می‌کند: همه این‌ها برمی‌گردد به بخشی از فضای اجتماعی و امنیت شغلی هنرمندان و این‌که نهادها و سازمان‌ها برنامه و سیاست‌گذاری برای رشد موسیقی کشور ندارند. جشنواره‌های ما جشنواره‌های «باری به هر جهت» است و برای آن‌ها برنامه‌ریزی و ریل‌گذاری وجود ندارد و یا اگر هم هست نخ‌نما و پوسیده است. اینگونه یک اثر شاخص از رویدادها بیرون نمی‌آید تا برای سیاست‌گذاری‌های سال بعد موسیقی، تبدیل به منبع شود.

او بیان می‌کند: در جشنواره موسیقی جوان که خیلی پرطمطراق است و می‌گویند استاتید بزرگ موسیقی آن را داوری می‌کنند به این فکر نمی‌کنند که از آن ملودی بیرون بکشند. به طور کلی متولیان امر چه دولتی و چه خصوصی و حتی خود موسیقیدانان سعی ندارند در جامعه ایجاد نیاز بکنند. البته بیشتر در قشر موزیسین‌های کلاسیک مغرب‌زمین و کلاسیک ایرانی اینگونه است. در سال‌های پیش از انقلاب آزمون موسیقی «باربد» برگزار می‌شد، به واسطه شخصیت‌های برجسته موسیقایی که درآن حضور داشتند، خیلی معتبر بود؛ تا جایی که نوازندگان و خوانندگانی که معرفی می‌شدند از درجه اعتبار بالایی در جامعه برخوردار بودند مانند درجه‌های هنری که بعد از انقلاب به برخی هنرمندان داده می‌شود.

مهدوی با اعتقاد به اینکه در کنار تولید، الگوسازی نیز باید انجام شود، اضافه می‌کند: این الگوها در حال حاضر از بین رفته و خود جوان‌ها نمی‌توانند الگوسازی کنند بنابراین مجبور می‌شوند به آثار قدیمی رجوع کنند.

او اظهار می‌کند: موسیقی‌ای فیلمی که آن زمان تولید می‌شد به دلیل اینکه ملودی محور بود، با فیلم نیز عجین می‌شد؛ «سلطان قلب‌ها» یک‌شبه به جهان راه پیدا کرد و همچنان در محافل رسمی و غیر رسمی مردم درخواست نواختن و خواندن آن را دارند. مانند واروژان یا اسفندیار منفردزاده که آثار خوبی را در این زمینه داشتند.

این نوازنده درباره ماندگاری آثار قدیمی می‌گوید: این، به دلیل ماهیت وجودی در این آثار بوده است؛ هنرمندان به معنای واقعی برخاسته از بطن مردم کوچه و بازار بودند و با آن‌ها زندگی می‌کردند. ترانه‌سرا، خواننده و آهنگساز با یکدیگر عجین بودند در دوره گل‌ها مرحوم (داود) پیرنیا کار بزرگی کرد و باید از او به عنوان سیاستمدار بزرگ رادیو و موسیقی ایران یاد کرد.

او اضافه می‌کند: همه امروز می‌گویند کاش ارکستر ملی جا پای «ارکستر گل‌ها» بگذارد. گاهی مطرح می‌شود که قصد متولیان امر ادامه این راه را ندارند چرا که توانایی چنین کاری را ندارند؛ زیرا رپرتوار و نحوه کار ارکستر گل‌ها خط مشی و مفهومی را دنبال می‌کرد.

این مدرس دانشگاه در ادامه اظهار می‌کند: آثار تولیدی امروز فاقد خط مشی و روند ملودی است، در حالیکه پر از المان‌ها و فرمول‌های موسیقایی است که مردم آن‌ها را دوست ندارند و فقط به درد کلاس‌ها و دانشکده‌ها می‌خورند. این تازه وضع افرادی است که در حوزه موسیقی ایرانی تحصیل کردند! آن‌هایی که موسیقی کلاسیک تحصیل کردند و به خارج می‌روند و برمی‌گردند، کارشان اصلا در آموزشگاه‌ها کاربرد ندارند و چه بسا ذهن جوانان ایرانی را از موسیقی معیار ایرانی به سمت موسیقی فرنگی می‌کشاند.

این کارشناس موسیقی با بیان اینکه موسیقی‌های مدرن و شبه‌مدرن امروز کاربردی نیستند، ادامه می‌دهد: جامعه امروز ایران که از نظر اقتصادی خیلی خسته شده، دنبال موسیقی‌ای است که در زندگیش کاربرد داشته باشد. به نظر من نهادهای سیاست‌گذار و بخش‌های ممیزی به جای سختگیری‌های بی‌مورد باید اتاق فکری تشکیل داده و از خرد جمعی طیف‌های مختلف بهره‌برداری کنند تا بتوانند موسیقی کاربردی را در جامعه اشاعه بدهند.

 

او اضافه می‌کند: همانگونه که در قبل از انقلاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از جوانان نخبه موسیقی کشور بهره‌برداری درست در جهت توسعه موسیقی سالم سرمایه‌گذاری می‌کرد که خود من نیز سال‌ها در حوزه هنری همین مشی را الگو قرار دادم.

مهدوی تاکید می‌کند: البته این به این معنا نیست که آهنگ‌های قدیمی بازخوانی نشود، اما ما می‌توانیم در این دوره نقطه عطفی ایجاد کنیم تا نسل‌های بعدی کار ما را تکرار کنند.

او درباره نوستالژی در آثار بازخوانی شده اظهار می کند: «گذشته‌گرایی» یا نوستالژی در همه جوامع بوده و خواهد بود اما چرا در دهه ۹۰ کارهای دهه شصت مانند «اندک اندک» یا «بیداد» در کنار آثار پیش از انقلاب تکرار نمی‌شود؟ در اوایل دهه ۷۰ آلبوم «نیلوفرانه» به بازار آمد؛ علیرضا افتخاری خواننده و عباس خوشدل آهنگساز این آلبوم بودند. پیش از انقلاب این قطعات توسط خواننده‌های دیگری با همین تنظیم خوانده شده بود؛ برای مردم «گذشته‌گرایی» شد اما صدای مخملی آقای افتخاری باعث شد مردم اقبال بیشتری نشان بدهد و الگو سازی شود. البته این اثر در دهه ۶۰ و بعد از جنگ به بازار آمد؛ شاید اگر امروز منتشر می‌شد، اقبال گذشته را نداشت؛ شرایط زمانی خیلی مهم است.

این نوازنده در ادامه می‌گوید: حس نوستالژی همیشه با انسان است اما بازآفرینی آثار گذشته توسط خواننده‌های امروز، به دلیل این موضوع نیست. در واقع اثری خلق نمی‌شود که در دل مردم بنشیند. آرشیو صدا و سیما بیش از چند هزار ساعت اثر دارد که شاید تهیه‌کننده‌ها یکبار هم رغبت به پخش برخی از آن‌ها ندارند، اما برای تولید و نگهداریشان میلیاردی هزینه می‌شود.

مهدوی درباره ترانه‌هایی که امروز مورد استفاده قرار می‌گیرند بیان می‌کند: ما الان ترانه‌سراهای جوان خوبی داریم؛ پیش از انقلاب نیز شخصیت‌هایی مانند بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی یا نواب صفا و… را داشتیم. پس از انقلاب ترانه به نوعی ممنوعیت پیدا کرد؛ به عنوان مثال در شعر از ضمیر اول شخص نمی‌توانستند استفاده کنند. بعد از دهه ۸۰ فضا باز و بازتر شد. متاسفانه این فضای باز کم کم به جایی رسید که ترانه‌ها از نظر وزنی مشکل ندارند و اصول شعری رعایت می‌شود اما در محتوا اشکال دارند.

او اظهار می‌کند: یکی از دلایل اینکه ترانه‌های امروزی به دل نمی‌نشیند برای این است که اهنگ قوی ندارند؛ اگر یک ترانه با موسیقی و خواننده خوب همراه شود مردم نیز از کتاب و ترانه‌های آن ترانه‌سرا استقبال می‌کنند

مهدوی همچنین با اعتقاد به اینکه «ممیزی موسیقی باید محترمانه کنار بکشد»، اظهار می‌کند: هرچند که در زمینه موسیقی می‌گویند ما کارشناسی می‌کنیم اما ممیزی انجام می‌شود. در زمینه شعر هم ممیزی باید با نگاه اصلاح‌گرایانه وجود داشته باشد. یعنی ساختار نظام‌مند شعر فارسی رعایت شود و فضای بازی برای اشعار سپید و ترانه‌ها ایجاد شود . از طرفی ضمن رایت چارچوب، اثر شعارگونه نباشد. یادم نمی‌رود مرحوم افشین یدالهی شکوه‌ها داشت از رد شدن اشعارش در این‌گونه ممیزی‌های ناروا.

او اضافه می‌کند: صدا و سیما نیز باید سختگیری‌هایش را کم کند یا از بین ببرد وگرنه مخاطب خود را از دست می‌دهد. این‌گونه تولید موسیقایی در صدا و سیما مناسبتی و شعار زده می‌ماند و همچنان حیف و میل سرمایه می‌شوند و آثار خوب را بی‌رحمانه به دلایل واهی رد می‌کنند. شوراهای صدا و سیما نباید مانع ورود پدیده‌ها و شخصیت‌های برجسته موسیقی شوند.

 

منبع: ناشکیبا

...

چگونه به تمرین موسیقی بپردازیم؟

یک جلسه تمرین در چه صورتی می تواند موثر باشد؟
بایستی به گونه ای باشد که اولا در آن تمرکز وجود داشته باشد دوم اینکه هدفمند باشد و نکته سوم اینکه وقت مناسبی داشته باشد. نوازنده باید بتواند تمرکز کند و حواس خود را جمع نوازندگی کند، کنترل بدنش را داشته باشد(طرز نشستن – طرز ساز دست گرفتن – فرم انگشت گذاری) برای ایجاد تمرکز بایستی Meditation کند و بوسیله خود هیپنوتیزم ذهن خود را در هنگام تمرین متمرکز نماید. یکسری اتودهای کوچکی هستند که نوازنده در ابتدا جهت دست گرمی میتواند انجام دهد ولی به استراحت بین تمرینها نیز بایستی توجه شود یعنی پس از ۱۰ دقیقه اتود زدن ۲ دقیقه استراحت داشته باشیم. استراحت در موسیقی بگونه ای است که دستها بصورت آویزان قرار می گیرد تا خون کاملا جریان پیدا کند. نوازنده برای موفق شدن باید ورزش کند تا همیشه بدنی آماده داشته باشد و دچار دردهای مزمن ستون فقرات و مفاصل نگردد.

میزان های یک قطعه را چگونه می شود تمرین کرد؟
نظریه های زیادی در دنیا برای این کار داده شده است ولی اعتقاد من این است که مثلا اگر نوازنده بخواهد در میزان دوم مشکلش را حل نماید (به شرطی که تکنیک خاصی نداشته باشد مثل یک پاساژ که باید جداگانه تمرین شود) بایستی از میزان اول دوباره تمرین را تکرار کرد وبرای میزان سوم نیز میزان اول ، دوم و سوم را تمرین نماییم. چنانچه در میزان دوم اشکالی وجود داشته باشد مجوز رفتن به میزان سوم را به خود ندهیم زیرا در این صورت به شکل یک دید کلی به قطعه نگاه خواهد شد و در کل یک قطعه اجرا می شود ولی در جزئیات آن اشکال وجود دارد.

عوامل گرفتن سرعت در نوازنده چیست و قطعات سرعتی را چگونه باید تمرین کرد؟
قبل از هر چیز این را بگویم که یک نوازنده خوب حتما نوازنده ای نیست که سرعتش زیاد باشد. ۷ عامل نشان دهنده توانایی یک نوازنده می باشد که یکی از آنها سرعت است.از عوامل بالا بردن سرعت در نوازنده در درجه اول ورزش میباشد. بایستی بدن سالمی داشته باشد و هیچگونه اعتیادی به مواد مخدر و سیگار نداشته باشد.دارای تغذیه و خواب مناسبی باشد. حرکات ورزشی را فقط در حد آمادگی و قوی کردن عضلات انجام دهد و از فشار آوردن بیش از حد بپرهیزد.بعد نوبت به تمرین موسیقی می رسد مانند زدن اتودها و گامها به این صورت که از سرعت کم به زیاد و هر روز تمرین شود. در جلسات تمرین بخشی را به تمرینات سرعتی اختصاص دهیم زیرا سرعت به آرامی اتفاق می افتد و در طول سالها نوازندگی یک نوازنده سرعتی خواهد شد.

آیا اتود و قطعه را می توان با هم تمرین کرد؟
معمولا برنامه مناسب تمرین موسیقی برنامه ای است که چندین اتود و چندین قطعه را با هم در طول روز انجام داد ولی استراحت ۲ الی ۵ دقیقه بین آنها را رعایت کرد. اگر شما یک قطعه را تمرین کنید تکنیک شما رشد سرطانی پیدا می کند از یک جهت قوی می شود و از جهات دیگر فراموش خواهد شد. تمرین خوب تمرینی است که در بر گیرنده تمامی تکنیک هایی باشد که نوازنده در آن سطح به آن نیاز دارد شامل پاساژ ، گام ، اتود و … اگر نوازنده در سطح عالی و ممتاز باشد به اعتقاد بنده بایستی پس از تمرینات خشک موسیقی همه چیز را فراموش کرده و ذهن را آزاد بگذارد و حداقل یک ساعت بداهه نوازی کند تا اینکه این تمرینات و اتودها باعث انجماد ذهن و رشد نکردن قوه خلاقیت او نشود. آزمون و خطا ها به اندازه اتودها در نوازندگی مهم هستند. نوازندگانی که ساز آنها لهجه خاص خودشان را دارد کسانی هستند که اهل آزمون و خطا بوده و با سازشان زیاد پرواز کرده اند و کم کم شخصیت خود را پیدا نموده اند.

ضبط کردن تمرینات از دست استاد؟
اگر در ابتدای فراگیری موسیقی باشد من توصیه نمی کنم چون به نوعی تاثیر منفی خواهد گذاشت ولی اگر هنرجو در حدی رسیده باشد که نوازندگی او قابل قبول باشد باید این اتفاق رخ دهد برای اینکه شاید مدرس به بعضی از چیزها اشاره نکند ولی به سبب وجود آن در پنجه هایش اجرا کند و دوم اینکه واقعا چیزهایی وجود دارد که نمی شود آن را ثبت کرد مانند فشار سیمها ، فشار مضراب و حالت های دیگر که فقط از طریق حس و گوش می شود دریافت کرد.

برای حفظ کردن یک قطعه چکار باید کرد؟
بایستی در ابتدا یک دید کلی به قطعه داشته باشیم یعنی در چه قسمت هایی ریتم ، مایه ، گوشه عوض خواهد شد و هنگامی که شناخت کلی پیدا کردیم برخورد جزئی داشته باشیم و اجزای قطعه را آنالیز کنیم مثلا این جمله فاصله پنجم آن هم تکرار شده که از همه اینها مهم تر تکرار زیاد عملی آن است.

برای ماندگاری قطعاتی که قبلا تمرین شده چکار باید کرد؟
در برنامه ریزی که یک نوازنده دارد بایستی یک قطعه را هفته اول بطور مداوم اجرا نماید و در هفته بعد که قطعه جدیدی را تمرین می نماید حداقل ۱۰ بار قطعه قدیمی را اجرا نماید تا پس از یک ماه که دیگر تکرار آن یکبار در یک ماه کافی خواهد بود.

راهکار های ابتکاری
آنچه مهم است باید برنامه منظم تمرین داشته باشد ولی محل تمرین را عوض نماید و روی یک صندلی نا مناسب تر به اجرا بپردازدو دائما فضا و موقعیت را عوض نماید تا از نظر روانشناسی شرطی نشود و آمادگی هر گونه تغییری را در هنگام اجرا بر روی صحنه داشته باشد بعنوان مثال نوازندگان فلوت از یکماه مانده به اجرا سعی می کنند در همه حالات نوازندگی کنند(ایستاده، خوابیده،نشسته،در روشنایی،در تاریکی و …) و بدن خود را برای هر گونه تغییری آماده می سازند.

چه وقت یک قطعه را می توان برای اجرا مناسب دانست؟
این تجربه شخصی من است که هر گاه یک نوازنده بتواند از ساز خودش لذت ببرد بداند که اگر روی صحنه برود موفق خواهدبود و اگر توانستید با ساز اشکهای خود را در بیاورید مطمئن شوید قادر خواهید بود بر روی صحنه اشک دیگران را هم در بیاورید. نوازنده ای که بخواهد با پاساژ زدن های سریع و تند زدن فقط به اصطلاح روی مخاطب را کم کند و خودش را به نوعی نشان بدهد قطعا در موسیقی محکوم به شکست خواهد بود و اثرش جاودانه نخواهد بود و لذتی ایجاد نمی کند.نوازنده ای که در یک کلام صداقت داشته باشد و با این قصد روی صحنه برود که با هر ابزاری که در اختیار دارد حال مخاطب را برای لحظاتی به حال خوش تبدیل کند و به دنبال اهداف مادی نباشد موفق خواهد بود.

 

منبع: خانه عود

...

تكنيكهاي علمي و عملي تمرين موسيقي

تكنيكهاي علمي و عملي تمرين موسيقي
حتما شنيده ايد كسي 10 سال است كلاس مي رود و هرروز هم مي تمرين مي كند ولي اصلا سازش شنيدني نيست . چه اتفاقي افتاده كه او تمرين كرده ولي پيشرفت نكرده است؟ با تمرين صحيح است كه پيشرفت حاصل مي شود و شيوه درست تمرين مبتني بر اصول و قواعدي است كه پيروي از آنها متضمن افزايش بهره وري مي گردد.

پيش نياز هاي عمومي و نكات قبل از تمرين

آمادگي جسم و روان
يك نوازنده هميشه بايد عضلاتش آمادگي تمرين و اجرا براي چند ساعت متوالي را داشته باشد. اين كار مستلزم داشتن بدني ورزيده مي باشد و براي اين منظور ورزش جزيي الزامي از كار موسيقي است (البته موسيقي جدي كه تكنيك قابل قبول و سرعت از آيتمهاي آن مي باشد ) همچنين نحوه تمرين بايد به گونه اي باشد كه توانایی يك عمر نوازندگي را به دنبال داشته باشد. بعضي ورزشها و حركات ممكن است براي يك ورزشكار مناسب باشد ولي مي تواند براي يك نوازنده آسيب رسان باشد. حركات ورزشي نامناسب و نيز تمرين موسيقي بد و نادرست به مفاصل فشار مي آورد و حتي ممكن است باعث بد شكل شدن انگشتان شود و يا بيماريهاي مزمن نوازندگي را به وجود آورد به نحوي كه ديگر نتوان ساز نواخت.
يك موسيقيدان علاوه بر داشتن بدني ورزيده بايد از نظر رواني داراي فكري آزاد و راحت باشد. زماني كه برای تمرین موسیقی به اتاق مي رويم بايد در را به روي كل دنيا ببنديم. با تمرينات مديتيشن و ريلكسيشن و خود هيپنوتيزم مي توانيم از نظر رواني ذهن خودمان را از مشكلات پيرامون منفك كنيم و خودمان را آماده تمرين و يا اجرا بنماييم.

تغذيه مناسب

چه غذاهايي قبل از تمرين يا كنسرت بايد بخوريم و چه غذاهايي نخوريم ؟
قبل از تمرين ماست نبايد خورد زيرا به علت دارا بودن اسید لاکتیک باعث شلي عضلات مي شود همچنين الكل ،نیکوتین ،مواد مخدر ویاهرچيزي كه سطح هوشياري و تمركز را پايين بياورد.( هرچند ممكن است ابتدا به صورت مقطعي باعث افزايش هوشياري گردد)
مصرف پروتين ، عسل ، ژله ، ميوه جات ، شير و ماست (درطول روز و نه قبل از اجرا) ، پاچه گوسفند . (گوشت گوسفند هم بهتر از گوشت گوساله است زيرا گوشت گوساله طبع سرد دارد و باعث خمودي مي گردد.) مي تواند به عملكرد بهتر مفاصل و انرژي افزايي كمك كند.

نكته: قبل از تمرين دستها را با آب گرم يا روغن بچه ماساژ ميدهيم. با دست سرد هيچ وقت ساز نزنيم زيرا به عظلات آسيب مي رساند. همچنين در جایی هم كه دستمان گرم نيست هيچ گاه قطعات تكنيكي نزنيم.
نكته : يك دفتر درست مي كنيم تحت عنوان دفتر تمرين روزانه . اين كار تاثير خوبي در ادامه كار دارد حتي اگر نام دفتر را روی جلد خوش خط تر بنويسيم يعني كار را جدي تر گرفته ایم.
نكته : استفاده از آيينه مي تواند به عنوان يك مربي اشكالات ما را هنگام انجام حركتهاي اضافي دست و بدن نشان دهد.

روش تمرين موسيقي

– اول تمرينات ساده راست و چپ به مدت 5 دقيقه انگار كه اولين روز است كه ساز را شروع كرده ايم.
– بعد تمرين ريز روي سيمهاي مختلف به مدت 10 دقيقه.
-2 دقيقه استراحت. (بهتر است در اين زمان كم كه فرصت دراز كشيدن نيست ، ساز را كنار بگذاريم دستها را رها كنيم و نفس عميق بكشيم از شكم به نحوي كه ريه ها از پايين به بالا از هوا پر شوند و بعد عمل بازدم را به نرمي و آهستگي انجام دهيم. )
زمان استراحت كم و زياد نشود و استراحت كامل باشد (نه تلويزيون نه تلفن …) نقش استراحت ،حتي زماني كه سرشار از انرژي هستيم و بي نياز از استراحت خيلي اهميت دارد زيرا به نظم عادت مي كنيم و ذهن موسيقيدان بايد منظم باشد.
– 10 دقيقه تمرين اتود در گامهاي مختلف ( اگر زمان محدود تري داشتيم ، گام درسي كه قرار است تمرين كنيم را مي زنيم.) فاصله سوم ها و فاصله چهارم ها بعد نتها را سه تا سه تا مي زنيم بعد چهارتايي ها بعد اتود هايي كه پرش دارند و تريل دارند .
– 5دقيقه استراحت كامل ( روي زمين دراز مي كشيم ، چشمها بسته و بدن رها با نفسهاي آرام و عميق)
– مرور درسهاي مهم و مطلب دار گذشته.
– تمرين مطالب جديد. يك چهارم زمان به درس هفته قبل تر اختصاص مي يابد و سه چهارم به درس اين هفته.
– آخر تمرين هم 20 دقيقه يا نيم ساعت با ساز بازي مي كنيم . چيزهايي مي زنيم كه نزده ايم و جاهايي مي رويم كه نرفته ايم. اين كار تفكر واگرا را تقويت مي كند و باعث افزايش خلاقيت مي شود. با اين تجربيات نوازنده صاحب سبك مي شود.
با اين شيوه دستها آسيب نمي بيند و تكنيك توسعه پيدا مي كند.
تقسيم بندي بالا بر مبناي زمان تمرين در روز تقسيم مي كنيم مثلا اگر قرار است دو نوبت و يا بيشتر در روز تمرين بنماييم اين تقسيم بندي را در همه اين وعده هاي تمريني انجام مي دهيم. همچنين زمانهاي فوق را بر مبناي زماني كه در اختيار داريم به دست مي آوريم و تقسيم بندي زماني هر كسي در طول هفته و ماه تغيير پيدا مي كند .

نكته : براي اينكه سيناپس ها در مغز به خوبي تشکیل شوند بايد تمرينهاي روزانه را انجام دهيم. اثر كار مداوم به مراتب بيشتر از تمرينات طولاني و منقطع است.
نكته : در اتاقتان سازتان را جمع نكنيد. به نحوي كه هر زمان كه از كنار آن رد مي شويد بتوانيد به راحتي آن را به دست بگيريد و بنوازيد.
نكته : هرجلسه تمرين بايد كل عمر نوازندگي ما را به تصوير بكشد. اگر از اول قطعات سريع و چهار مضراب بزنيم به دست آسيب مي رساند.
نكته : به موازات تمرين عملي يكي از مواردي كه در پيشرفت نوازندگي تاثير زيادي دارد نقش تخيل در هنگام شنيدن نوازندگي ديگران است.

نوازندگي ديگران را بايد تخيل كنيم . همچنين در جواب آواز . براي اين كار بايد شنيدن حرفه اي موسيقي را ياد بگيريم و تمرين كنيم. بايد يك قطعه موسيقي را هنگام شندن تخيل كنيم. (كتاب جهان هولوگرافيك ترجمه داريوش مهرجويي كتاب مفيدي است براي پي بردن به تاثير بالاي تخيل در پيشرفت عملي كار)

نكته : روزي كه انرژي كافي براي تمرين نداريم چه كنيم؟
جواب يك چيز است : تمرين.
يعني بايد با تمرين حال خوب را فراخوان كنيم و آن را جايگزين حال بدمان كنيم. ابتدا از تمرينهاي ساده شروع كنيم و به تدريج كه حال بهتر مي شود و سطح انرژي بالا مي رود تمرينات را سخت تر كنيم. اين مساله براي ورزش هم صادق است . روزي كه حس ورزش نداريم ، همان روز زمان ورزش كردن است.

اصول نواختن قطعه جديد

ابتدا سركليد ها بررسي مي كنيم . بعد وزن را و بعد نتهاي ميزان را. سپس وزن خواني قطعه به همراه پا زدن. چند بار وزن خواني مي كنيم در اين ميان چيزهايي را از لابه لاي قطعه كشف مي كنيم مثلا اين نت “فا” را من در بالا دسته ندارم و بنابر اين بايد كل جمله را در پايين دسته اجرا كنم. اين نكات را با مداد بر روي كاغذ نت ياداشت ميكنيم. (پاك كن و اتود هميشه و همه جا بايد به همراه نوازنده باشد.) بعد از اين كارها انگشت گذاري ها و مسير نوازنگي را بررسي و تخيل مي نماييم. در واقع ابتدا تخيل مي كنيم بعد ساز مي زنيم . اين روش به مراتب مفيد تر از زماني است كه از همان ابتدا ساز بزنيم.
بهترين كار قبل از مضراب زدن اين است كه ساز را بگيريم و بدون مضراب زدن انگشت گذاري نماييم تا جاهاي مختلف مشخص گردند. وقتي همه چيز واضح شد ، ديگر كاغذ نت غريبه نيست و حكم آدرس آشنا را دارد. حالا نوبت ساز زدن با مضراب است. براي مضراب زدن هم ابتدا با سرعت پايين و كند مي زنيم.
براي عود چون پرده ندارد ابتدا جاي دقيق انگشتها را مشخص مي كنيم تا جلوي فالشي ها رابگيريم بعد يا سرعت پايين مضراب مي زنيم و كم كم سرعت را بالا مي بريم تا به تمپوي لازم برسيم سپس روي ديناميك كار مي كنيم و در انتها حس را مي سازيم.
براي قطعات با تكنيك بالا بعد از گرم شدن دست ، قطعه را ميزنيم ابتدا با فشار زياد انگشتان ، به شكل مصنوعي و با فشار زياد. اين كار هم باعث تقويت ماهيچه ها مي شود و هم به شكل گيري سريعتر سيناپس هاي مغز كمك ميكند. با مترونم سرعت را كم كم و طي چند روز بالا مي بريم.
فراموش نکنیم که فطعه را باید میزان به میزان فرا گرفت و پیش رفت و تا حل نشدن مشکل یک میزان هرگز وارد میزان بعدی نشویم.

منبع: خانه عود

...

عضویت در خبرنامه

logo-samandehi

ورود / عضویت

ورود و عضویت

با شهر آشوبی شدن:

  • • به طور مستقیم دانلود کنید
  • • 10% تخفیف دریافت کنید
  • • از پنل کاربری پیشرفته لذت ببرید
همین الان عضو شوید

پربازدیدترین مقالات سایت

تبلیغات

از تخفیفات و طرح های ویژه مطلع شوید

7 روز هفته، پاسخگوی شما هستیم.
88081641 - 021 | 88081639 - 021
info@shahrashoobmusic.com

logo-samandehi

سبد خرید Item Removed. Undo
  • No products in the cart.
021-88081639 | 021-88365642 | 021-88081641